بصیرت چیست و چگونه حاصل می‏شود؟

 
بصیرت چیست و چگونه حاصل می‏شود؟


معنای بصیرت

بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است.(1)

نزد اهل معنا، نیرویى نهانى و قوّهاى قلبى است که در شناخت حقایق تا عمق وجود و باطن ذات آن رسوخ مى کند.

برخى از اهل معرفت مى‏گویند: «بصیرت قوّه قلبى یا نیرویى باطنى است که به نور قدس روشن گردیده و از پرتو آن، صاحب بصیرت، حقایق و بواطن اشیا را در مى‏یابد. بصیرت به مثابه بَصَر (چشم) است براى نفس».(3)

میان بَصَر که تأمین کننده نور ظاهرى، و بصیرت که آورنده نور باطنى است، تفاوت بسیار است؛ مانند:

1. نور ظاهرى، تنها با بینایى انسان سر و کار دارد. خورشید و ماه و چراغ، بیش از این که فضا را روشن و بینایى انسان را یارى کند، کارى انجام نمىدهد. پس اگر انسانى ناشنوا بود یا در بویایى و لامسه و گویایى خود نقص داشت، با تابش آفتاب و مهتاب و نورهایى از این قبیل، مشکلاتش حل نمىشود. اما نور باطن همه نقصهاى (باطنى و معنوى) انسان را برطرف، و تمام دردهاى او را، درمان مى کند... .

در صورتى که درون کسى را روشن کرد، ساحت جانش چنان نورانى مى شود، که هم صحنههاى خوبى را در خواب و بیدارى مى بیند، هم آهنگهاى خوبى را مى شنود، هم رایحههاى دل انگیزى را استشمام مىکند و هم لطیفههاى فراوانى را لمس مى نماید.(4)


جهت استفاده از بقیه مطالب به ادامه مطلب بروید......

ادامه نوشته

بصیرت

فرمانده سپاه قدس ایران کیست؟



اينجا داخل ايران اسلامي، آنها كه او را مي‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او مي‌گويند، مردي كه برخلاف آنچه امريكايي‌ها مي‌گويند، مرموز نيست.

هر قدر كه داخل ايران، او را كم مي‌شناسند، خارج از اين مرزهاي جغرافيايي، قصه‌هاي حيرت‌آوري از او بر سر زبان‌هاست كه با آميخته‌اي از راست و دروغ، شبحي ترسناك و هول انگيز از او ارائه مي‌دهد كه گويي همه منافع امريكايي‌ها را در خاورميانه به خطر انداخته است و جالب آنكه هر قدر آنها او را ترسناك‌تر و هول‌انگيزتر معرفي مي‌كنند، اينجا داخل ايران اسلامي، آنها كه او را مي‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او مي‌گويند، مردي كه برخلاف آنچه امريكايي‌ها مي‌گويند، مرموز نيست.

هر قدر او آرام و بي‌سر و صدا مي‌رود و مي‌آيد و كارهايش را انجام مي‌دهد، بيرون از مرزهاي جمهوري اسلامي در مورد او، يعني سردار سرلشكر قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس ايران خيلي خبرها هست. آنها از او و سپاه تحت امرش مي‌ترسند و همين ترس سرآغاز خبرهاي بعدي است، آنها او را تروريست مي‌خوانند، بارها و بارها تحريمش مي‌كنند، به او اتهام دخالت در امور ساير كشورها را مي‌زنند، او را فردي بسيار قدرتمند در عرصه سياست خارجي جمهوري اسلامي در خاورميانه توصيف مي‌كنند، او را متهم پرونده ترور رفيق حريري مي‌دانند و سرانجام آنكه، آنها در كنگره امريكا، صريحاً و رسماً پيشنهاد ترور او را مي‌دهند! شايد تعجبي هم نباشد، آخر آنها از مبارزه با قاسم سليماني و نيروهايش ناتوان شده‌اند، به همين سادگي!

و اين البته همه آن چيزي نيست كه در مورد او گفته مي‌شود. روزنامه انگليسي گاردين در مورد قاسم سليماني مي‌نويسد: «حتي كساني كه سليماني را دوست ندارند، او را فردي با هوش مي‌دانند. بسياري از مقامات امريكا كه اين چند ساله را صرف متوقف كردن كار افراد وفادار به سليماني كرده‌اند، مي‌گويند مايل هستند او را ببينند و معتقدند كه مبهوت كارهاي او شده‌اند.»

شايد از سر همين بهت است كه يكي از مقامات بلندپايه ارتش امريكا عاجزانه مي‌گويد: «من اگر او را ببينم، خيلي ساده از او خواهم پرسيد كه از ما چه مي‌خواهد؟!»

واقعيت آن است كه گرچه غربي‌ها او را ژنرال مي‌نامند و او فرمانده يك نيروي نظامي است و امريكايي‌ها دوست دارند قبل از هر چيز او يك تروريست به نظر برسد كه فقط با عمليات‌هاي نظامي به اهدافش دست مي‌يابد، اما خود نيز نمي‌توانند معترف نباشند كه او، بي‌آنكه وارد عرصه نظامي شود، از بعد سياسي به پيروزي دست مي‌يابد، اتفاقي كه او با تكيه بر ويژگي‌هاي اخلاقي‌اش و تكيه بر اصول انقلاب اسلامي كه منشأ منش رفتاري او نيز هست، رقم مي‌زند، نه با تكيه بر قدرت نظامي‌اش.

روزنامه امريكايي «مك كلثي» در سي‌ام مارس ۲۰۰۸ گزارش داده بود: «سليماني براي توقف درگيري‌ها ميان نيروهاي امنيتي عراق كه بيشترشان شيعه هستند و نيروهاي راديكال مقتدي صدر در شهر بصره، پا در مياني كرده است. . . يكي از نخستين و مهمترين پيروزي‌هاي سليماني بر امريكا در عراق، ايجاد برتري سياسي بود، نه نظامي.

وي در ژانويه سال ۲۰۰۵، زماني به عراق آمد كه عراقي‌ها براي نخستين بار پس از سقوط صدام حسين، به پاي صندوق‌هاي رأي مي‌رفتند. در حالي كه امريكا حمايت شديدي از نخست‌وزير شدن اياد علاوي مي‌كرد، سليماني فعاليت خود را در حمايت از شيعيان طرفدار ايران آغازكرد و به شدت به راهنمايي آنان براي پيروزي در انتخابات پرداخت. پس از انتخابات، بوش انگشت‌هاي رنگي مردم عراق را پيروزي بزرگي براي دمكراسي دانست، اما علاوي و متحدانش شكست خوردند.»

زلماي خليل‌زاد، سفير سابق امريكا در افغانستان نيز مي‌گويد: «همان‌قدر كه مقامات امريكايي سليماني را به جنگ افروزي متهم مي‌كنند، او در ايجاد صلح نيز براي رسيدن به اهدافش فعال بوده است. او در پايان دادن به درگيري‌هاي نيروهاي مقتدي صدر و نيروهاي عراقي در بصره، نقشي حياتي داشت، تهديدي كه مي‌رفت ناآرامي‌هاي آن گسترش يافته و پيامدهاي وخيمي به ويژه براي منابع نفتي عراق در پي داشته باشد.»

يكي از نمايندگان مجلس عراق كه از دستياران ارشد نوري المالكي هم هست، درباره سردار سليماني مي‌گويد: «او فقط يكبار در اين هشت ساله به عراق آمده است. او فردي است كه آرام سخن مي‌گويد و منطقي و بسيار مؤدب است. وقتي با او حرف مي‌زنيد، بسيار ساده برخورد مي‌كند. تا زماني كه پشتوانه او را نشناسيد، نمي‌دانيد چه قدرتي دارد، هيچ كسي نمي‌تواند با او بجنگد.»

سردار قاسم سلیمانی و سردار شهید کاظمی در دوران دفاع مقدس


قاسم سليماني آن گونه كه آنها در موردش نقل مي‌كنند، بي‌محافظ و فقط با دو همراه، به عراق رفته و در منطقه حفاظت شده توسط امريكايي‌ها، موسوم به منطقه سبز حضور يافته و ديدارهايش را در كمال آرامش سروسامان داده و بعد به ايران بازگشته است!

خيلي فرقي نمي‌كند كه اين ادعاها چقدر مستند است يا حتي چقدر مي‌تواند صحيح باشد؛ همين مؤلفه‌ها و قصه‌هاي راست و دروغ ديگري كه از او مي‌گويند، براي ذهن شهروندان غربي كه مقهور شانتاژهاي رسانه‌اي دولت هايشان هستند، كفايت مي‌كند تا به نمايندگان كنگره امريكا معترض نشوند كه چرا دور هم نشسته‌ايد و با صراحتي باور نكردني، پيشنهاد ترور مي‌دهيد!

 اين ادعاها براي پروپيمان كردن پروژه ايران‌هراسي و به طور اخص، سپاه هراسي كفايت مي‌كند؛ حتي اگر دليلي بر درستي‌شان اقامه نشود! ذهن شهروند غربي، براي فريب چنين تبليغاتي را خوردن، از مدت‌ها قبل آماده شده است. او به ديدن و شنيدن افسانه‌هاي هاليوودي عادت دارد!

ما اما به قصه‌هاي هاليوودي عادت نداريم، آرمان ما حقيقت اتفاقي است كه روز دهم محرم سال ۶۱ هجري در صحراي كربلا روي داده است. اين است كه مي‌گوييم كسي از آن جماعت امريكايي اگر توان ترور حاج قاسم سليماني را داشت، درنگ نمي‌كرد. اين است كه در برابر پيشنهاد ترور او مي‌گوييم: بسم الله اگر حريف مايي!

قاسم سليماني مرموز نيست اما فرمانده سپاه قدس ايران است و همين فرمانده سپاه قدس ايران بودنش، كافي است تا جماعت امريكايي از او بترسند و در توجيه اين ترس خويش، او را به نحوي اغراق‌آميز، ترسناك معرفي كنند. بر اين جماعت حرجي هم نيست البته؛ چه آنكه آدم ترسيده، اگر نخواهد كه ترسو لقب بگيرد، بايد علت ترس را ترسناك و ترسناك‌تر معرفي كند تا ترسش توجيه شود.


اينها، همه كه گفتيم، آن هم از قول آنهايي كه خارج مرزهاي جمهوري اسلامي ايران هستند، تنها يك روي سكه بود؛ روي اشداء علي الكفار سردار قاسم سليماني؛ اين روي سكه اما، در داخل مرزهاي عقيدتي انقلاب اسلامي، او تمام قد سرباز ولايت است. از آن جنس آدم‌هايي كه مكلف به تكليفند و همه حياتش را از جواني تاكنون، وقف نهضت حضرت روح الله كرده است. اين روي سكه، او، رحماء بينهم است.

جنگ كه شد، قاسم سليماني جوان بنايي بود در كرمان؛ متولد اسفند ۱۳۳۶. سرش هم گرم كار خودش. جنگ كه شد، بنايي را همان جا رها كرد و راهي جبهه شد. كمي بعدتر، اين جوان بسيجي فرمانده بسيجي‌هاي هم‌ولايتي‌اش شد و بعد‌تر لشكري از همين بسيجي‌هاي آفتاب سوخته كوير تشكيل داد كه شد لشكر ۴۱ ثارالله.

جنگ كه تمام شد، امنيت آن خطه كويري را كه مستعد جولان اشرار بود به او سپردند و هنوز هم، هر قدر او، ميان مردم كشورش ناشناخته باشد، مردم سيستان و بلوچستان و كرمان خوب مي‌دانند كه در آن سال‌هاي فرماندهي او، امن‌ترين دوران را گذرانده‌اند.

سال ۱۳۷۹، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، فرماندهي كل قوا، او را به تهران فراخواند و مسئوليت سپاه قدس را به او سپرد. مسئوليتي كه قاسم سليماني را به كابوسي در ذهن امريكايي‌ها بدل ساخت. كابوسي كه اگر دستشان برسد، خيلي زود، همچون عماد مغنيه ترورش خواهند كرد!

كابوسي كه همان قدر كه غربي‌ها را مي‌ترساند، به جان ما، غروري مقدس مي‌ريزد و اينها اين روي سكه اوست، روي رحماء بينهم قاسم سليماني، فرماندهي با صلابت، با موهايي جوگندمي و بدني لاغر و صورتي آفتاب سوخته و نگاهي محجوب و آرام. فرماندهي كه در ميان هم‌ولايتي هايش و در مراسمات و مجالس‌شان، خيلي خاكي و خودماني حضور دارد. فرماندهي كه اگر لباس نظامي تنش نباشد، كسي حدس هم نخواهد زد كه او يك فرمانده نظامي است. فرماندهي كه در خارج از مرزهاي جمهوري اسلامي، بسيار شناخته شده‌تر از داخل مرزهاست.


تو را از مرگ می‌ترسانند!

و چه نادانند آنهایی که فکر می‌کنند می‌توانند عاشقان شهادت را از عشقشان بترسانند!


وحشت رژيم صهيونيستي از توان موشکي ايران

اختصاصی بصیرت/

گروه ترجمه - پايگاه اينترنتي يوپي‌آي 1 نوامبر 2011(10 آبان) در مقاله‌اي به تمهيدات رژيم صهيونيستي براي افزايش برد موشک‌هاي بالستيک خود پرداخت و نوشت: اسرائيل در پي افزايش برد موشک بالستيک جريکو-3 است تا بتواند براي حملات نظامي پيش‌دستانه عليه تأسيسات هسته‌اي ايران به کار رود. در ميانه نگراني‌هاي دائمي از احتمال حملات پيش‌دستانه اسرائيل، نتانياهو به‌عنوان فردي افراطي در قبال اين مسئله، هشدار داد ايران هسته‌اي، تهديدي مستقيم عليه اسرائيل است. روزنامه هاآرتص نيز روز سه‌شنبه گزارش داد دولت اسرائيل اقدامات ديپلماتيک خود را براي اقدام جدي‌تر به‌منظور فشار بر ايران براي رهاسازي برنامه هسته‌اي پنهاني افزايش داده است. اين روزنامه نوشت: «به سفراي اسرائيل در کشورهاي غربي دستور داده شده است سياستمداران عالي‌رتبه را مطلع کنند که روزنه فرصت براي تحميل تحريم‌هاي مؤثر بر ايران رو به بسته شدن است.»

در ادامه مقاله آمده است: در عين‌حال، روزنامه «گاردين» نيز روز دوشنبه به نقل از شوراي اطلاعات امنيتي آمريکايي انگلستان نوشت: «اسرائيل، برد موشک جريکو-3 را افزايش مي‌دهد و توانايي موشک‌هاي قاره‌پيماي خود را با گسترش ناوگان زيردريايي مجهز به موشک‌هاي کروز هسته‌اي تقويت‌ مي‌کند.» اين شورا به‌عنوان يک اتاق فکر با دفاتري در لندن و واشنگتن به مسائل امنيت جهاني مي‌پردازد و طرفدار جهان عاري از تسليحات هسته‌اي است. به گزارش اين شورا، «برنامه اسرائيل، بخشي از تلاش کلي قدرت‌هاي هسته‌اي براي صرف ميلياردها دلار به‌منظور به‌روزرساني کلاهک‌هاي هسته‌اي و سامانه‌هاي پرتاب در دهه آينده است.» اندازه ناوگان زيردريايي مجهز به موشک کروز هسته‌اي افزايش يافته و به‌نظر مي‌رسد اين کشور علاوه بر برنامه پرتاب راکت ماهواره‌اي در مسير تقويت و توسعه يک موشک بالستيک قاره‌پيما در آينده قرار دارد... اسرائيل از راکت «شاويت» براي پرتاب ماهواره‌هاي رديابي اسرائيل به مدار که تمرکز اوليه آن ايران است، استفاده کرد. برآورد مي‌شود که ايران حدود 200 موشک بالستيک داشته باشد.»

در پايان مقاله آمده است: اين تسليحات داراي سوخت مايع مي‌توانند به اسرائيل برسند و انتظار مي‌رود موشک‌هاي پيشرفته‌تر و دقيق‌تر سجيل-2 جايگزين آن‌ها شوند. در حال‌حاضر، اين تسليحات مي‌توانند تنها کلاهک‌هاي متعارف حمل کنند؛ زيرا آنچه تاکنون مشخص است، عدم دستيابي ايراني‌ها به توليد کلاهک هسته‌اي است.



 

چگونه می‌‌توانیم به بهترین صورت حق رسالتی را که شهدا بر دوشمان گذاشتند، ادا کنیم؟

چگونه می‌‌توانیم به بهترین صورت حق رسالتی را که شهدا بر دوشمان گذاشتند، ادا کنیم؟
ابتدا باید کار عظیم آن عزیزان را شناخت و آنچه واقعاً آن بزرگواران انجام دادند فتح بزرگ جمهوری اسلامی بود که به تعبیر رهبر بزرگوار انقلاب آن فتح این بود که توانست این جوانان را به این مرحله از عظمت و اعتلای روحی برساند که بتوانند احساس خود باوری کنند و بایستند و در مقابل تهاجم عظیم یکپارچه دنیا از کشور و موجودیتشان و از اسلام دفاع کنند" سپس باید دید که امروز دشمنان از چه طریقی می‌‌خواهند آن ارزشهایی که با خون شهدا زنده شده را از ما بگیرند که رهبر انقلاب در این رابطه نیز می‌‌گویند:"همین اخیراً در یکی از مجلات آمریکایی، سرمقاله‌ای بوسیلة یک نویسندة معروف آمریکایی نوشته شده بود که خلاصه‌اش این بود که برای مقابله با کشورهایی مثل ایران، "ما نمی‌توانیم از راه‌های نظامی و اقتصادی عمل کنیم، اینها راه‌های تجربه شده و شکست خورده است، از راه‌های فرهنگی باید وارد بشویم، تصریح هم می‌‌کند. می‌‌گوید چگونه باید وارد بشویم و در وسط همان صفحه، عکس کاملاً عریان یک زن را کشیده و گفته از این طریق!گفته اینها را بایستی ترویج کنیم، تا بتوانیم برای آنها فایق بیاییم. راست هم می‌‌گوید؛ راه این است. متأسفانه عده‌یی نمی‌فهمند در کشور دارند چکار می‌‌کنند. البته به هول و قوة الهی نمی‌گذاریم و نخواهند توانست."
بنابراین اگر می‌‌خواهیم راه شهدا را که همان دفاع جانانه از دین و ارزشهای دینی و انقلابی بود ادامه یابد، امروز نیز دراین تهاجم فرهنگی باید ضمن حفظ خود در مسیر ارزشها، با وسایل و ابزار و سلاح مناسب در این جبهه تلاش کرد و با استقامت و راه ندادن نا امیدی گامهای بلندی را برداریم. و به تعبیر رهبر انقلاب در دیدار با جوانان که فرمودند"این کارهایی که جوانان می‌‌کنند، اینها کوچک نیست، نه، شما کارتان را خوب انجام دادید، اگر صد نفر دیگر مثل شما فکر کنند اعتلای عظیم و همان کار بزرگ اتفاق خواهد افتاد. عین همین مسأله در باب ورزش است؛ عین همین مسأله در باب درس خواندن و در باب تحقیق است؛ عین همین مسأله در باب کارهای خاص جوانان است. این، درست مثل روز راهپیمایی است. اگر همه بگویند که حالا من یک نفر چه تأثیری دارم، این سیل عظیم میلیونی در روز بیست و دوم بهمن یا در نماز جمعه راه نمی‌افتاد؛ اما هرکسی احساس می‌‌کند ک

وقتی امام خامنه ای4 مرتبه به سردار سلیمانی گفتند :آقای سلیمانی شهید زنده است

برخی مقامات آمریکایی در حالی از ترور سردار سلیمانی سخن می‌گویند که مقام معظم رهبری چهار مرتبه سردار سلیمانی را "شهید" و "شهید زنده" خطاب کرده و راجع به ایشان و همرزمانشان فرموده‌اند: "خدای متعال می‌خواست اینها زنده بمانند و برکاتشان برای کشورشان و دنیای اسلام ادامه پیدا کند."

 سردار قاسم سلیمانی، فرمانده لشکر 41 ثارالله استان کرمان در دوران دفاع مقدس و فرمانده کنونی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.این سردار عاشورایی چندی قبل توسط فرمانده سابق نیروی زمینی ایالات متحده تهدید به ترور شد.در همین زمینه خبرگزاری فارس برای نخستین بار دو صحبت مقام معظم رهبری را در مورد سردار سلیمانی منتشر می‌کند.مطلب اول در سال 76 و در دیدار اعضا و مسئولان ستاد برگزاری کنگره بزرگداشت سرداران و 8 هزار شهید استان‌های کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان با مقام معظم رهبری بیان شده است.معظم‌له در این دیدار خطاب به سردار سلیمانی که در آن مقطع فرمانده لشکر 41 ثارالله استان کرمان بوده است، می‌فرمایند:


"خود شما هم که آقای سلیمانی باشید در نظر ما شهیدید.شما شهید زنده هستید.بله، شما هم شهیدید.شما بارها در میدان جنگ به شهادت رسیدید."

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین در سفر خود به استان کرمان در سال 84 و در دیدار با خانواده‌های شهدای استان کرمان این جمله را خطاب به سرداران حاضر در این جلسه بیان فرمودند:"... و چه آنهایى که به جبهه‏هاى جنگ رفتند و خطر را پذیرفتند و جان خودشان را کف دست گرفتند و همه‏ى نیروى خودشان را صرف کردند، اما خداى متعال خواست اینها زنده بمانند و برکاتشان براى کشورشان و دنیاى اسلام ادامه پیدا کند.

سردار سلیمانى هم ایثارگر است، او هم یک شهید است، سردار رئوفى هم همین‏طور؛ سردار احمدیان هم همین‏طور. این سرداران، شهید زنده‏اند؛ به شرطى که این راه را ادامه دهند. البته این شرط و شروط براى همه است."


 

از چشم او بخوان

جایی شنیده بودم تنها شخصیتی که در تمام دنیا صحبتهایش با سانسور شبکه های غربی در هنگام پخش مواجه می شود، آقاست! برایم خیلی جالب بود که دلیل این همه واهمه و ترس رسانه ها چیست. با کمی تامل و ریز بینی متوجه شدم که ایشان جزو معدود شخصیتهای عصر حاضر است که بیاناتشان گفتمان ساز و حاوی کد های تئوریک و استراتژیک است.
در هیچ یک از بیانات ایشان حتی روایات و یا جمله ای را نمی توان یافت که با منظور دقیقی بیان نشده باشد. نگاهی به مطالبات و اندیشه های آرمانی و استراتژیک ایشان پیرامون پدیده انقلاب اسلامی و ساختمان فکری این معجزه قرن 20 و مسیر امتداد آن در عصر حاضر جزو مغفولات جامعه اندیشه ورزان و آرمانخواهان است.

از زاویه چشمهای بصیر و نافذ او بخوان...

سلام بر سجده‏ هایی که هیچ ‏گاه به پایان نرسید

سلام بر دل‏هایی که تنها در عطش عشق خدا می ‏سوختند و سلام بر ترکش‏هایی که بر این عطش افزودند.

سلام بر سجده‏هایی که هیچ ‏گاه به پایان نرسید و بر پیشانی‏هایی که در راه وصال پیشی گرفتند.

 سلام بر گلوهای بریده‏ای که فواره‏های خونشان سرخی غروب را شرمنده کرد.

سلام بر سینه‏ هایی که پر درد بودند و با درد جنگیدند و با درد به شهادت رسیدند.

سلام بر لبانی که عاشقانه‏ ترین سرود هستی را در آخرین لحظه عروج سرودند و بر زبانی که در کام خونین شد.

سلام بر مشهد های جنوب و غرب؛ بر فکه، سکوی پرواز؛ بر شلمچه، شمیم عشق؛ براروند رود؛ دریای نجات؛ بر حاج عمران ، کعبه عشق؛ بر دهلاویه، حماسه‏ های چمران، بر هلالی ‏های کربلای پنج که خیلی‏ ها را به پنج تن آل عبا رساندند.

وظیفه امروز ما ایرانیان چیست؟

امروز وظیفه ما ایرانیان چیست ؟

امروز داشتم مطالب یکی از خبرگزاری ها رو می خوندم که به این مطلب رسیدم . تصاویری از آسایشگاه جانبازان اعصاب و روان .

خوب به  این عکسا نگاه کنید . این عزیزان به خاطر ما در سالهایی که ایران در مقابل عراق از خودش دفاع می کرد به جبهه رفتند . از سلامتی و جان و مال و خانواده خودشون گذشتند و حالا هم با کوله باری از درد و رنج ساکن این آسایشگاه شدند . راستی وظیفه ما در قبال فداکاری این عزیزان چیه ؟

من چند تاشو می نویسم . شما هم اگه چیزی به نظرتون رسید بنویسید ولی بدور از بازی های سیاسی لطفا که این روزها کام همه رو تلخ کرده و اعصاب همه رو به هم ریخته .

1 - به نظرم کمترین کاری که ما می تونیم بکنیم اینه که به این رادمردان نشون بدیم حالا که اونها با تنی رنجور و ذهنی خسته دارند روزگارشون رو می گذرونند ؛ ما از اهداف مقدس اونها در جهت حفظ انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی دفاع می کنیم . با حمایت از مقام معظم رهبری که فصل الخطابه . با حمایت از دولت جمهوری اسلامی که نماینده اجرایی این مملکته . با حمایت از خانواده شهدا و جانبازان و اسرا که در راه حفظ نظام از همه چیزشون گذشتند .

2 - با حفظ وحدت در مقابل دشمنان . به نظر من این جناح بازی ها بیشترین لطمه رو داره به جمهوری اسلامی میزنه . ما از هر طیفی که باشیم همه مون متعلق به همین آب و خاکیم . باید دست به دست هم بدیم و نذاریم دشمنان کشورمون از اختلافاتی که بین ما به وجود  اومده سوء استفاده کنند . اصلا مگه ما همگی مون به ایران و اسلام علاقمند نیستیم ؟ چرا بذاریم اونها از اختلافات ما بیشترین بهره رو ببرند .

3 - هوشیاری در مقابل افرادی که می خوان ما رو به جون هم بندازن . نه ما باید هوشیاری مون رو حفظ کنیم و نذاریم از خدا بیخبران به بهانه های مختلف فتنه ای رو ایجاد کنند و بین اقشار ملت و بزرگمردان اختلاف بندازند .

4 - در یک کلام دست در دست هم نهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد

 با هم عکسها رو ببینیم .

 

 

 

 

 

اگر انحرافی در حرکت انقلاب و نظام دیده شود،بسیج در مقابل آن خواهد ایستاد

مقام معظم رهبری:
اگر انحرافی در حرکت انقلاب و نظام دیده شود،بسیج در مقابل آن خواهد ایستاد

مقام معظم رهبری در سومین روز از سفر به استان کرمانشاه در دیدار هزاران نفر از بسیجیان تاکید کردند: ملت ایران با همین روحیه بسیجی قله‌های اقتدار جهانی را فتح خواهد کرد.

خبرگزاری فارس: اگر انحرافی در حرکت انقلاب و نظام دیده شود،بسیج در مقابل آن خواهد ایستاد

به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای در سومین روز از سفر به استان کرمانشاه صبح امروز با هزاران نفر از بسیجیان سرافراز و دلاور این استان دیدار کردند. دیداری که سرشار از عشق و دلدادگی بسیجی به انقلاب و ولایت بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار به تبیین خاستگاه بسیج و ویژگی های منحصر به فرد آن، به عنوان یکی از ابتکارهای ماندگار و معجزه آسای امام راحل(ره) و همچنین نیاز همه عرصه های کشور به روحیه بسیجی برای ادامه مسیر حرکت پیشرفت نظام اسلامی و مقابله با چالش ها، پرداختند و تأکید کردند: روحیه بسیجی باید روز به روز در همه ارکان و بخش های مختلف کشور گسترش و تعمیق یابد و ملت ایران به لطف خداوند با همین روحیه بسیجی قله های اقتدار جهانی را فتح خواهند کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای، سپاه را شاخه برومند برآمده از ریشه انقلاب دانستند و در تشریح چگونگی شکل گیری بسیج به عنوان یک حادثه بدیع و بی نظیر در مجموعه حوادث انقلاب اسلامی افزودند: از آنجا که لازمه هر نهضت و حرکتی، واژه سازی و نهادسازی متناسب با اهداف آن نهضت است، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، امام بزرگوار (ره) با مطالبه سازماندهی بسیج، عمق و ژرفای نگاه خود به نیاز آینده را نشان دادند.
ایشان با اشاره به آرمان های بلند نظام اسلامی و ایستادگی این نظام در مقابل نظام سلطه و استکبار، خاطرنشان کردند: چنین نظامی قطعاً همواره با چالش های مختلفی مواجه خواهد بود و بر همین اساس امام خمینی (ره) بسیج را به عنوان یکی از ارکان آمادگی دفاعی دائمی کشور پایه گذاری کردند و در آن زمان فرمودند "اگر کشوری بیست میلیون انسان آماده دفاع داشته باشد، هیچ قدرتی توانایی طمع ورزی به آن را نخواهد داشت و آن کشور شکست ناپذیر خواهد بود".
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته این آمادگی بسیجی به این معنا نیست که همه جامعه نظامی شود، بلکه به این معناست که همه آماده دفاع و مبارزه هستند و ملتی که همه آحاد آن برای مبارزه آماده اند، شکست نخواهد خورد و محور چنین ابتکاری امام خمینی (ره) بود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه بسیج بیست میلیونی مورد نظر در سال 58، اکنون بسیج دهها میلیونی مورد نظر است، افزودند: البته مسائل نظامی و دفاعی فقط یک بعد بسیج است و ابعاد متنوع دیگری همچون علم، نوآوری و ابتکار را نیز در بر می گیرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به پیام امام خمینی (ره) در سال 67 مبنی بر تشکیل بسیج دانشجو و طلبه، آنرا نشان دهنده نیاز کشور به روحیه بسیجی در حوزه های علمیه و دانشگاه ها دانستند و خاطرنشان کردند: عشق و ایمان و اعتماد به نفس همراه با ابتکار مهمترین ویژگی های روحیه بسیجی در عرصه های مختلف است که هم در بعد دفاعی و هم در بعد سیاسی و مدیریتی کارایی برجسته ای خواهد داشت.
 
ایشان در عرصه دفاعی به ابتکار در فرماندهی، سازماندهی، جنگ آوری و جنگ افزار اشاره کردند و افزودند: در بعد سیاسی نیز ابتکار در عرصه گسترده دیپلماسی نیز که با انواع شیطنت ها همراه است، کارآمدی بالایی دارد و لازمه دیپلماسی هوشمند و با ابتکار عمل، روحیه بسیجی است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر گسترده بودن دایره روحیه بسیجی خاطرنشان کردند: روحیه بسیجی می تواند شامل عرصه های مختلفی همچون پیشرفت علمی و علم آموزی بسیجی، تولید ثروت و اقتصاد بسیجی، سیاست ورزی بسیجی، مدیریت بسیجی و سازماندهی بسیجی باشد.
 حضرت آیت الله خامنه ای، گمنامی و اخلاص در کار را از دیگر ویژگی های برجسته روحیه بسیجی برشمردند وافزودند: روحیه بسیجی با این مختصات، می تواند در همه عرصه های کشور بروز و ظهور یابد و البته این روحیه بسیجی به معنای غافل شدن از بسیج آمادگی دفاعی نیست.
 ایشان با اشاره به ایستادگی 32 ساله ملت ایران و ظهور تدریجی تفکر اسلامی و انقلابی این ملت در منطقه و توطئه چینی دائمی قدرت های جهانی، خاطرنشان کردند: تا رسیدن به پیروزی نهایی، قطعاً چالش و مبارزه وجود خواهد داشت، بنابراین نظام اسلامی همواره نیازمند یک نیروی دفاعی توانا، بیدار، مستحکم و آماده بکار است که همان روحیه بسیجی در عرصه دفاعی است.
 رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه صبر و استقامت و ایمان به وعده پیروزی خداوند، عوامل اصلی پیروزی جبهه حق است، افزودند: روحیه بسیجی در عرصه های دفاعی، انتظامی، دولتی و دیپلماسی، این پیروزی را سرعت خواهد بخشید.
 حضرت آیت الله خامنه ای دفاع از اصول تغییر ناپذیر اسلامی را از مهمترین وظایف بسیج دانستند و تأکید کردند: بسیج نسبت به حرکت عمومی انقلاب و نظام اسلامی یک نقش فرادوره ای دارد و اگر انحرافی در حرکت مستقیم انقلاب و نظام دیده شود، بسیج در مقابل آن خواهد ایستاد.
 ایشان پایبندی به قوانین و ضوابط را از لوازم بسیج و روحیه بسیجی برشمردند و تأکید کردند: همانگونه که بسیج و بسیجی باید قوانین را رعایت کند، از طرف دیگر، اگر قوانین و ضوابط دست و پاگیری مقابل بسیج و گسترش روحیه بسیجی وجود داشته باشد، باید کسانی که تغییر قوانین به عهده آنان است، این موانع را برطرف کنند.
 رهبر انقلاب اسلامی، جوانان به ویژه جوانان بسیجی را به تعمیق معارف دینی، گسترش تأثیرگذاری در محیط پیرامونی و تقویت ارتباط معنوی توصیه کردند و افزودند: پایبندی نسل جوان امروز به اعتقادات و ارزش های اسلامی بیشتر و عمیق تر از سال های اول انقلاب است.
 حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از افرادی که چشم خود را بر نقاط مثبت و پیشرفت ها بسته اند و فقط برخی ناهنجاری ها را می بینند، خاطرنشان کردند: این روش غلط است. البته ناهنجاری وجود دارد اما اگر سیر این ناهنجاری ها، به سمت علاج باشد، باید آنرا علامت درست بودن کارها دانست.
 ایشان آینده کشور را بر خلاف میل دشمنان و انسان های غرض ورز و بدخواه، بسیار روشن ارزیابی و خاطرنشان کردند: حرکت انقلاب اسلامی، حرکتی موفق بوده است و دلیل آن هم تجربه های عینی و واقعیات موجود و پیشرفت های برجسته 32 ساله ملت ایران است.
 رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: حرکت رو به جلو و پیشرفت انقلاب به معنای نبود مشکلات نیست اما اکنون تجربه های متراکمی در عرصه های گوناگون وجود دارد که می تواند الهام بخش مدیران بخش های کلان و بخش های مختلف دیگر باشد.
 در ابتدای این دیدار جمعی از ورزشکاران بسیجی سپاه نبی اکرم (ص)، به اجرای ورزش باستانی و پهلوانی پرداختند.
 در این دیدار همچنین سردار سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به آمادگی بالای دفاعی تمام یگان های سپاه در منطقه غرب کشور گفت: نیم میلیون بسیجی ضمن تعمیق معارف دینی خود، دژی مستحکم در برابر تهدیدهای سخت و نرم تشکیل داده اند.
 سردار سرتیپ دوم عظیمی فرمانده سپاه نبی اکرم (ص) نیز ضمن خیرمقدم به فرمانده کل قوا، گزارشی از آمادگی های دفاعی این سپاه ارائه کرد.
انتهای پیام/

ر30

جانم فدای یک لحظه عمر تو رهبر

حاشیه ای که هیچ حاشیه نگاری ان را ننگاشت


اختصاصی بصیرت/

من در زمره جانبازان قطع نخاعي از گردن كه قرار بود به ديدار آقا مشرف شوند، نبودم. كليد در اين توفيق و سعادت، زماني در دستانم قرار گرفت كه بچه هاي انجمن جانبازان نخاعي كه پيگيران و تدارك كنندگان اصلي برنامه تجليل از جانبازان قطع نخاعي از گردن بودند از من خواستند، متني را براي قرائت درحضور مقام معظم رهبري آماده كنم.

وقتي متن را كه ابياتي هم در وصف حال جانبازان ضميمه آن كرده بودم براي شان فرستادم، گفتم: اگر امكانش بود من هم طفيلي اين عزيزان جانباز بتوانم به دست بوسي بزرگ جانباز انقلاب نائل شوم.به اميد زيارت آقا تواني دوباره يافتم و باتوكل به خدا، ساعت 10 شب به محل اقامت جانبازان حركت كردم. باخود مي گفتم اگر هم توفيق دست بوسي آقا نصيبم نشد، لااقل دوستان جانباز و زائران ايشان را زيارت مي كنم.اواخر شب بود كه دوستان به من هم خبر دادند كه اسمم را در ليست زائران آقا جا داده اند و مي توانم همراه آنان بروم. اين نويد روز زيبايي بود كه در پيش داشتم.



اتوبوس ها با اسكورت ماشين راهنمايي و رانندگي و موتورسوارهاي يگان حفاظت سپاه به سمت بيت رهبري حركت كردند.اتوبوس ها بدون توقف تا مقابل در ورودي حسينيه امام خميني(ره) پيش رفتند و جانبازان و خانواده هاي شان بدون هيچ گونه بازرسي و توقفي وارد حسينيه مي شدند.همه روي ويلچر و تخت رديف شده بودند و چشم انتظار نايب امام زمان(عج) بودند.بالاخره خورشيد چهره آقا از مشرق حسينيه طلوع كرد و تا بالاي سرهمه ما بالا آمد.

آقا با چهره اي درخشان از لبخند، با آن قد بلند و رعنا، بالاي سر تك تك جانبازان دلبندشان حاضر مي شدند و همچون سروي با وزش نسيم عشق و محبت خم مي شدند و گلبوسه هاي مهر و محبت را برگونه هاي دلدادگان شان مي نشاندند؛ بوسه هايي كه چون مدال هاي زرين افتخار بر سينه ها خواهد درخشيد.

آقا، جانبازان را درآغوش مي كشيدند و درآغوش گرم خود مي فشردند؛ چنان بوسه هاي آبداري از گونه هاي آنان برمي داشتند كه دهن آدم آب مي افتاد. مثل پدر مهرباني كه پس از مدت مديدي، فرزند دلبندش را ديده باشد، گويي عنان اختيار از كف داده بودند و به تعداد ديده بوسي ها هم قناعت نمي كردند. شايد به نيت پنج تن بود كه پنج بار گونه هاي جانبازان را مي بوسيدند!!

بعضي از خوشحالي گريه مي كردند و بعضي نيز بهت زده بودند و حيران؛ صحنه صحنه معاشقه و مغازله بود. بعد گل گفت وگل شنفت از دو طرف شروع مي شد.آقا از احوال جانبازان مي پرسيدند و آنان مي گفتند: «شما خوب باشيد ما هم خوبيم.» مي گفتند: «به ابي انت وامي»، مي گفتند:«خدا از عمر ما و زن و فرزندان ما كم كند و به عمر شما بيفزايد.»

«كوروش محمودي» از جانبازان كرجي كه او را از زمان اول مجروحيت و بستري شدن در بيمارستان دكتر شريعتي تهران به خاطر وضع بسيار وخيمش به ياد دارم و يادم هست كه حتي قدرت بلع هم نداشت و غذايش را از سوراخي كه در گلويش ايجاد كرده بودند با سرنگ مي دادند، با اينكه حالش نسبت به آن موقع اندك تفاوتي كرده است، ولي هنوز هم نه مي تواند حرف بزند و نه چندان تحركي دارد. اما او با ديدن آقا پر درآورده بود. آغوش و بوسه هاي آقا برايش كفاف نداد و با آن وضعش پر باز كرد و دست هايش را تا محاسن آقا رساند و دست به سر و روي آقا مي كشيد. آقا با اينكه از ديدن با وفاترين يارانش خوشحال بود، اما مي شد فهميد كه غم سنگيني را از ديدن وضعيت دشوار آنان پشت سيماي آفتابي اش پنهان كرده است. بالاي سر «كوروش» معلوم بود كه آقا به سختي دارد خودش را كنترل مي كند و عن قريب بود كه بغض سنگينش بتركد. كوروش نمي توانست حرف بزند ولي با زبان بي زباني احساسش را به آقا منتقل مي كرد.

طنين قهقهه آقا زماني بلند شد كه ايشان با يكي از همشهري هاي مشهدي خودشان كه پير مردي بود، صحبت مي كردند. پيرمرد مي گفت :«آقا ما در تظاهرات ها پشت سر شما بوديم» و آقا فرمودند:«آن موقع خيلي جوان بودي» و پيرمرد حاضر جواب هم با لهجه مشهدي غليظش گفت:«ها شمايم جوان بودي»! آقا چنان قهقهه اي زدند كه من يكي تا حالا نشنيده بودم.بعد از آنكه همه دلدادگان به وصال دلبرشان نائل شدند اين مجلس عيش به طريقي ديگر ادامه يافت. يكي از جانبازان با لحني زيبا آياتي مناسب مجلس را تلاوت كرد و بعد يكي از جانبازان مشهدي به نام آقاي «صفايي» متني را كه چند بيت از شعر و بخشي از متني بود كه به همين منظور نوشته بودم با لحني حزن انگيز قرائت كرد. اواسط متن بود كه متوجه شدم لحنش عوض شد و او دارد حرف دلش را خارج از متن بيان مي كند.

در پايان اين ديدار عاشقانه و رويايي، حضرت آقا درحالي كه لبخند رضايت از اين ديدار به طور محسوسي در سيماي شان برق مي زد، در بيانات خود نيزصريحاً از ترتيب دهندگان اين ديدار تشكر كردند و فرمودند كه اين برنامه بايد همه ساله، به طور مطلوب تري ادامه يابد. يعني «دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش!»

در اينجا براي حسن ختام متن كامل شعري را كه از زبان جانبازان براي آقا و سرورمان سروده بودم را مي آورم:

گرچه از دست و پا فتادستم

عهد و پيمان خويش نشكستم

گرچه عضوي نمانده در بدنم

عضوي از عاشقان تان هستم

بر لبت چون «خم مي ني» است مدام

از شميم حضور تو مستم

حسرتي هست در دلم كه چرا

به شهيدان حق نپيوستم

خواب ديدم كه در رهت آقا

باز سربند يا علي بستم

با همان شور روزهاي نبرد

از سر خاكريز مي جستم

امر كردي به پيش مي رفتم

دشمنت را به تير مي بستم

تا كه بر پا بود ولايت عشق

اين چنين روي چرخ بنشستم

گرچه رنجور و خسته ام اما

تا نفس هست با شما هستم

«بهروز ساقي»


 

فاصله ها

در این عکسا اشخاص مورد سوال نیستند ، بلکه نکته قابل توجه در آنها حرکات و رفتار است ، و با توجه به اینکه شنیدن کی بود مانند دیدن ، نشان دادن ظاهر بعضی از گمراهی ها به درک بهتر موضوع کمک میکند و امیدوارم تونسته باشم کمی ذهن خواننده رو متوجه این مطلب کنم که فاصله ما با واقعا چقدر است..

1- در این عکس شهید سرلشگر حسن آبشناسان رو مشاهده میکنید که فرمانده نیروهای ویژه هوابرد در زمان جنگ بود. به شجاعت این شهید بزرگوار زمانی پی خواهید برد که سرگذشت ایشون رو مطالعه کنید و در یک یا دو جمله نمی توان پی به آن برد.اما در طرف دیگر عده ای از جوانان علاقه مند به ورزش پارکور رو میبینید ، وقتی با اونها صحبت میکنید همیشه دم از شجاعت میزنند ، اما به نظر شما اینها شجاع هستند یا کسی که کیلومترها در دل دشمن به شناسایی میرود ؟ 

2- نمیدونم از کجا باید شروع کنم ، از گوشهای به خون آغشته شهید سپهبد صیّاد شیرازی یا از گوشواره هایی که خودنمایی میکنند..از پلاک خونین شهید بگویم یا از گردنبندی که معلوم نیست به کدام هدف به گردن آویخته شده..از صورت زیبایی که دشمن آن را دریده یا از صورتی که محل نوازش تیغهای گوناگون است..خودتان ببینید و قضاوت کنید که از کجا میتوان شروع کرد..مگر ما نشنیده ایم در جوانی پاک بودن...

3- در این عکس نقطه ای برای اشتراک وجود دارد زیرا در هردوی آنها تعدادی دوست و رفیق کنار هم جمع شده اند ، اما تفاووت ها بسیار است ، در یکی رفیقانی گرد هم آمده اند که عاشق حضرت حق هستند و آماده اند جانشان را در راه اسلام فدا کنند و دلشان برای دیدن حضرت مهدی(عج) می تپد و به رهبر زمانه خویش لبیک گفتند..در آن یکی افراد مثل اینکه در یک "فستیوال" شرکت کرده اند ، از همین اسم فستیوال میشود فهمید که برنامه هایی که دشمنان برای آنها ریخته اند دارد به خوبی اجرا میشود ، این جوانان در عوض آمادگی برای ظهور حضرت ولی عصر (عج) و پشتیبانی از رهبر زمانه ، از دشمنان  غربی و اهداف آنان همایت میکنند و برای جلب توجه جنس مخالف به هر دری میزنند..خیلی از آنها می گویند اگر جنگ بشود ما هم میرویم ، آیا این جمله به حقیقت می پیوندد ؟ ذهن ناقص من نمیتواند قضاوت بکند..

4- من نمیدانم در چهره حاج مجید پازوکی چه وجود دارد ، هر وقت به عکسهای حاجی نگاه میکنم در دل خود میگویم چه انسان با محبت و خنده رویی ، چهره اش به دلم می نشیند..حاج مجید از مصادیق این بیت است که میگوید : " در فراق دوستان دیگر زما چیزی نماند ، هر که رفت از هستی ما پاره ای با خویش برد " و در نهایت او هم به جمع یاران خمینی(ره) پیوست..اما در طرف دیگر مدل مویی را می بینید که هنوز هم نمیدانم برای چه استفاده میشود و چه چیزی را اثبات می کند..در مقابل این عکس هیچ احساسی ندارم..خوشم نمی آید که به آن نگاه کنم..بچه ها به خدا داریم راه رو اشتباه میریم..

5-در این عکس جانباز بزرگواری رو می بینید که روزی تا پای جان از "ایران اسلامی" دفاع کرده است و این گونه دو دست قلم شده اش را رو به خدا دراز کرده است و در قنوت خود با خدای خویش میگوید خدایا از من راضی باش..از طرف دیگر دستی در عکس آمده است که روی آن نوشته شده ایران عزیز ، جانم فدایت..به نظر شما کدامیک از این دست ها در روز قیامت سربلند است ؟

6- این عکس هم خود به خود گویای همه چیز هست ، به نظر من آنهایی که در سمت چپ تصویر هستند ، انشالله از آزمایش الهی سربلند بیرون خواهند آمد..اما در مورد آنهایی که در سمت راست عکس هستند ، هیچ نمیتوانم بگویم و برای خودم و آنها از خداوند بلند مرتبه طلب مغفرت میکنم.

7-ببخشید اگر دلتان به درد آمد و با دیدن این عکس ناراحت شدید ، نمیدانم به کدام دلیل ناراحت شدید ، برای دست خونین آن بسیجی ، یا دستان این نامحرمان که اینطور با هم مخلوط شده است و به ظاهر نمایش هماهنگی را رقم زده است..خدایا..خدایا..فقط میتوانم بگم "عجل لولیک الفرج"

8-با دیدن این عکس اولین جمله ای که به ذهنم رسید این بود : "لا اله الا الله" خدایا میشود به من بفهمانی که کدامیک از اینها در قیامت ظاهر زیبایی دارند ؟ کسی که گوشت ، پوست ، خون ، استخوان و لباسش با هم آمیخته شده یا کسی که لباسهای به روز و به اصطلاح "مد" را میپوشد و ساعتها وقت خود را برای ظاهر خویش میگذراند..اینجاست که به یاد جمله شهید بزرگوار حاج احمد کاظمی می افتم که میگوید خوایا فقط میخواهم شهید بشوم ، حاج احمد خوشا به حالت که راه سعادت را تشخیص دادی و به آرزویت رسیدی و بدا به حال ما که ظاهر را بر باطن ترجیح دادیم..

9- در مورد شهید صیاد شیرازی هرچه بگوییم کم است..من بنده روسیاه خدا هستم و چیزی ندارم که بگویم ، در باب بزرگی ایشان برای اهل ولایت و معرفت این را بگویم که رهبری عزیز بر تابوت این شهید بوسه زدند و در فراقش گریه کردند..او فقط یک فرمانده ارتشی نبود ، اصلا برای انها درجه و مقام دنیا معنی نداشت ، آنها فقط میخواستند در راه خدا و اسلام تن خویش را فدا کنند و سعادت را فقط در این راه دیدند و برای همین خدا اینگونه عزیزشان نمود. در هر دو تصویر افراد دست خود را بالا برده اند ، یکی برای راز و نیاز با خدای خویش و طلب مغفرت و شهادت و دیگری نمی دانم برای چه ، شاید برای خوشحالی زودگذری که ناراحتی امام زمان را به دنبال خواهد داشت..

10- عکس های من تمام شد ، ولی هر کسی که این مطلب را میخواند خود شاهد این موارد بوده و هست و امیدوارم که با دیدن این مناظر و تفکر در مورد آنها ، کمی به فکر بیفتیم و راه خویش را سریعتر انتخواب کنیم و نگذاریم دوربین روزگار عکسهایی از ما تهیه کند که در درگاه الهی پاسخی برای آنها نداشته باشیم.

برگزاری همایش امر به معروف و نهی از منکر در حسینیه حضرت ولی عصر (عج)علامرودشت

همایش امربه معروف و نهی از منکر در حسینیه حضرت ولی عصر(عج)علامرودشت برگزار شد

 

به همت پایگاه های مقاومت قائم آل محمد(عج) و صدیقه طاهره(س)شهر علامرودشت همایش امر به معروف و نهی از منکر با حضور جناب سرهنگ محبی فرماندهی ناحیه مقاومت بسیج لامرد و جناب سروان مهدی یار فرمانده حوزه مقاومت بسیج علامرودشت و با حضور گسترده بسیجیان در مورخ 3/7/1390 حسینیه حضرت ولی عصر(عج)برگزار شد.

جناب سرهنگ محبی که  به عنوان سخنران ویژه در  این همایش حضور داشت ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهداء و امام(ره) و تبریک فرارسیدن هفته دفاع مقدس در سخنانی اظهار داشت:بدلیل تهاجم گسترده فرهنگی از سوی دشمنان،ضروری است امر به معروف و نهی از منکر در جامعه تجلی بیشتری یابد.

فرمانده ناحیه مقاومت بسیج لامرد امربه معروف و نهی از منکر را یک فریضه الهی توصیف کرد و هدف آن را رشد و تعالی انسان ها دانست و خاطر نشان کرد:این مهم نقش تاثیر گذاری در شکل گیری رفتار دینی در بین مسلمانان داشته و به عنوان عاملی بازدارنده و تعالی بخش مسیر درستی در جهت دستیابی کمال و شکوفایی معنوی است.

سرهنگ محبی در ادامه به لزوم آموزش این امر مهم در عصر حاضر تاکید کرد و اظهار داشت: در عصر حاضر  که تهاجم فرهنگی دشمنان به دلیل ارتباطات گسترده،آشکارا ارزش ها و هنجارهای دینی ما را نشانه رفته  است بیش از پیش احساس می شود.

سخنران ویژه همایش امر به معروف و نهی از منکر در ادامه به  معضلات و آسیب های اجتماعی جامعه پرداخت و گفت:متاسفانه امروز یک سری کارها در جامعه انجام می شود که دل امام زمان(عج)به درد می آید!!!

وی افزود:ما باید بدانیم شهداء از ما چه می خواستند؟برای چه جنگیدند؟وصیت آن ها به ما چیست؟ و ادامه دهنده راه آن ها باشیم چرا که خون شهداء تقدس دارد و اگر امروز ما در آسایش زندگی می کنیم به برکت خون شهداست.

جناب سرهنگ محبی ادامه داد: تفکر بسیجی در احیای فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر بسیار موثر است و خواهران و برادران بسیجی باید پیش قراول این مهم باشند.

فرمانده ناحیه مقاومت بسیج شهرستان لامرد در پایان از پایگا ه های مقاومت قائم(عج) و صدیقه طاهره (س) و حوزه مقاومت بسیج علامرودشت به دلیل برگزاری این همایش قدردانی کرد.

 

 

 

جاذبه های جنسی ، ابزار برخی سیاسیون و گروههای انحرافی

به گزارش نیروی امنیتی : یادمان نرفته در دوران اصلاحات زمانیکه برخی کاندیدا موقعیت خویش را در خطر می دیدند، بحث آزادی های خلاف ضابطه و قانون و شرع را مطرح می کردند و از این قبال با فریب افکار عمومی، برای خود کرسی هایی در مجلس یا سایر مناصب فراهم می نمودند.



استفاده از دختران و پسران زیبا در ستادهای انتخاباتی و انتشار تصاویر آنان بصورت گسترده، راه اندازی میتینگ های مختلط انتخاباتی و... تنها گوشه ای از اقدامات آشکار برخی سیاسیون برای فریب جوانان بوده است.








این شیوه در بین بسیاری از سیاسیون دنیا تبدیل به یک امر متداول و طبیعی شده است به گونه ای که چندی پیش"ولادیمیر پوتین"، رئیس‌جمهور سابق و نخست‌وزیر کنونی روسیه از روش آنلاین برای تبلیغات خود استفاده کرده و کسانی که برای او تبلیغ می‌کردند ، خود را "ارتش پوتین" می‌نامیدند؛ اما سربازان این ارتش مجازی کسانی نبودند جز دخترکان زیبارو و مدل‌هایی که با جاذبه‌های جنسی خود برای آقای نخست‌وزیر دست به تبلیغ می‌زدند!

این سوء استفاده ها تنها به کار برخی سیاسیون خلاصه نمی شود بلکه کسانیکه بدنبال منافع اقتصادی و مالی نیز هستند، برای فروش بیشتر کالاهای خود از این شیوه نامشروع استفاده می کنند.

تحقیقی قدیمی در این زمینه حاکی است:
«جاذبه‌هاي جنسي» تكنيك رايجي است كه كارشناسان تبليغاتي غرب سعي دارند با بهره‌گيري از آن فرصت‌هاي مطلوبي براي عرضه و فروش بيش‌تر محصولات و كالاها بيافرينند.

كارشناسان تبليغاتي در جلسات گفت‌وگو و تصميم‌گيري‌بارها دربارهء اثربخشي اين تكنيك اظهار نظر كرده و عقايد و باورهاي خود را براي نمايندگان شركت‌ها به وضوح تشريح كرده‌اند. پايه ی اساسي استدلال كارشناسان بر اين باور مبتني است كه تجربيات فراوان به همراه گزارش‌هاي عيني فروش نشان مي‌دهد «جاذبه‌هاي جنسي» بيش‌ترين تاثير را بر مخاطبان و خريداران بر جاي مي‌گذارد.

به اين رو كارشناسان تاكيد مي‌ورزند «آزموده را آزمودن خطاست» به گفته ی آنان هنگامي كه جداول فروش به خوبي مهر تاييدي است بر صحت اين نظر، پس بايد از نمادها و جاذبه‌هاي جنسي بيش‌تر و بهتر در تبليغات سود جست.

مجريان تبليغات نيز براساس تصميم‌گيري و هماهنگي نمايندگان شركت‌ها و كارشناسان تبليغاتي به سرعت وارد كارزار شده و با هنرآفريني‌هاي ساحرانه تلاش مي‌كنند اين تكنيك را در عرصه‌هاي متنوع آگهي‌هاي مطبوعاتي و تلويزيوني اجرا كنند.

براساس پژوهش‌هاي انجام شده بيش از يك چهارم آگهي‌هاي مجلات كشورهاي غربي، حاوي مدل‌هاي زنانه ی جذاب است.

مجريان تبليغاتي نيز با تكيه بر علم و هنر تلاش فراواني داشته‌اند تا از اين مدل‌هاي زنانه و نمادهاي ترغيب‌برانگيز نهايت استفاده در عرضه ی كالا به عمل آيد. پژوهش‌هاي پيگير و متوالي درباره آگهي‌هاي مطبوعاتي نشان مي‌دهد بهره‌مندي از مدل‌هاي زنان روند رو به رشدي داشته است.

همچنان كه در سال 1951 اين تبليغات 10 درصد از آگهي‌ها را به خود اختصاص داده و در سال 1971 با سير صعودي 27 درصدي اين نوع از آگهي‌هاي مطبوعاتي روبه‌روييم.

كارشناسان تبليغاتي با آگاهي از پژوهش‌ها، توانستند توجه بسياري از شركت‌هاي بازرگاني و تجاري و توليدي را به اين سمت و سو بيش‌تر جلب كنند كه هيچ نماد و مدل ديگري به اندازه ی «جاذبه‌هاي جنسي» قادر به تامين فروش بيش‌تر يا ارايهء بهتر كالا نيست.
قدرت «جاذبه‌هاي جنسي» آشكار بود، اما بهره‌مندي وسيع در عرصه بلامنازع و بدون رقيب، اين فكر را برانگيخت كه آيا اين مسير هميشه ما را به سلامت به نتيجه نهايي يعني فروش بيش‌تر خواهد رساند؟
مطالعات پژوهشي كه به صورت تك موردي اجرا مي‌شد نشان مي‌داد كه مدل جنسي مي‌تواند «ادراك» بينندگان را تحت تاثير قرار دهد و در عمل فرد را برانگيزد تا به خريد اتومبيل به خصوصي اقدام كند.

براي مثال در سال 1968 پژوهشي_ به نام «تاثير مدل‌هاي زنانه بر روي دريافت ويژگي‌هاي اتومبيل» اجرا شد.

حاصل اين پژوهش آشكار كرد كه مردان و زنان هم به آگهي‌هاي چاپي كه مدل‌هاي زنانه در آن به كار رفته توجه مي‌كنند و هم آگهي‌هايي كه از مدل‌هاي زنان استفاده نكرده است.

با اين تفاوت كه آگهي‌هايي كه در آن‌ها مدل‌هاي زنانه استفاده شده بود باعث شدند اشخاص، اتومبيل را پرجاذبه‌تر، جوان‌تر، زنده‌تر و داراي طرح بهتر ارزيابي كنند. در حالي كه گروهي كه آگهي‌هاي نوع دوم را ديده بودند، اتومبيل را داراي توان موتور بيش‌تر، ايمني كم‌تر، گران‌تر و داراي سرعت متوسط بيش‌تر درجه‌بندي كردند.

با همه این تفاصیل ، اینکه جاذبه های جنسی و دنیوی تا چه حد می تواند بر روی افکار مخاطبان تاثیر بگذارد بسته به میزان درک و بینش مخاطبان و جوامع انسانی دارد. به قطع جوامعی چون ایران که مردمانش با تفکر ناب اسلامی و الهی رشد کرده باشند اسیر جاذبه های صرف جنسی نمی شوند. از همین رو برخی سیاسیون داخلی در کنار جاذبه های جنسی برای فریب برخی افراد ساده لوح، از رنگ و لعاب دینی نیز بهره بسیار بردند بعنوان مثل برخی از لباس مقدس روحانیت و همراهی خود با حضرت امام (ره) سوء استفاده نمودند و عده ای نیز سیادت و نسب خویش را علم کردند.




امّا با این حال این شیوه همچنان کارایی خاص خود را در برخی از اقشار جامعه دارا می باشد به گونه ای که فرق ضاله و گروههای انحرافی همچنان آنرا بهترین شیوه برای تبلیغات خود می دانند.

به گزارش نیروی امنیتی به نقل از سایت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری؛ معاونت مطالعات راهبردی گروه های سلفی با روش های نوین در میادین اصلی شهر اصفهان به ترویج افکار خود می پردازند، اخیرا گروه های سلفی در سطح شهر اصفهان به صورت گسترده ای برای ترویج عقاید خود در میان جوانان فعالیت می کنند که این تبلیغات بطور علنی به میادین اصلی شهر نیز رسیده است.

یکی از فعالیت های تبلیغی که اخیراً در اصفهان صورت می گیرد، حضور جوانان آراسته و بسیار شیک پوش در میادین اصلی شهر است که قرآن های کوچکی را به همراه شماره تماس های محل هایی که بیشتر آنان محل آموزش قرآن و در محل های بالای شهر اصفهان است به دختران هدیه می کنند. بر اساس این گزارش، این قرآن های کوچک که محل چاپ آنان در خارج ایران بوده است، تنها به دخترانی که پوشش مناسبی ندارند داده می شود.

گفتنی است، گروه ها و فرق متعددی در اصفهان در حال فعالیت هستند که فعال ترین آنها گروه های سلفی هستند که با برگزاری مراسم های آموزش قرآن، تفاسیر ضد شیعی خود را به جوانان ارائه می کنند

مقر اصلی ضد انقلابیون به تصرف سپاه در آمد

با انجام عملیاتی مقتدرانه؛
مقر اصلی ضدانقلاب در شمال غرب كشور به تصرف سپاه درآمد

وبلاگ بصیرت: شب گذشته مقر اصلی اشرار و تروریست‌ها در ارتفاع مهم جاسوسان واقع در نقطه مرزی سردشت تخلیه و پاکسازی شد.

خبرگزاری فارس: مقر اصلی ضدانقلاب در شمال غرب كشور به تصرف سپاه درآمد

به گزارش خبرگزاری فارس، روابط عمومی نیروی زمینی سپاه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: بدنبال عملیات‌ اقتدار آمیز و قاطع اخیر رزمندگان غیور یگانهایی از قرارگاه حمزه سیدالشهداء(ع) نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شمال غرب کشور که در راستای برقراری امنیت پایدار برای مردم منطقه و پاکسازی نقاط آلوده از لوث وجود عناصر گروهک‌های ضد انقلاب صورت پذیرفت، قبل از پایان ضرب‌الاجل تعیین شده، با تحمیل اراده رزمندگان اسلام، شب گذشته مقر اصلی اشرار و تروریست‌ها در ارتفاع مهم جاسوسان واقع در نقطه مرزی سردشت تخلیه و پاکسازی شد. 

این اطلاعیه افزوده است: پس از انجام عملیات تخلیه و پاکسازی، رزمندگان اسلام از صبح امروز به طور کامل بر روی این ارتفاع مستقر شدند.

                      طومار درخواست وبلاگ نویسان برای دیدار با امام خامنه ای                       

 

طومار درخواست وبلاگ نویسان برای دیدار با امام خامنه ای



دلمان برای لبخندتان بی تاب بی تاب است. دستهای دعایمان دخیل امام رضا می شود تا ببینیم روی ماهتان را ... این روزها که در هر صحبتتان رویی به سوی ما می کنید و ما سربازان سایبری خود را خطاب اوامرتان قرار می دهید به خود می بالیم از نگاهتان .


آقا جان تشنه ی دیدارتانیم. جانمان و جوانیمان را عاشقانه فدای لبخندتان می کنیم و عاشورایی، تیغ سخن را بر گلوی بدخواهانتان می کشانیم که ولی مطلق مایی تا حضرت خورشید بیاید...


ما را به حضور خویش پذیرا باش.


برای رساندن خواهشمان به دفتر مولا با موج وبلاگی "سایبری‌ها دیدار با رهبری را می‌خواهند" همراه شده و با درج این مطلب یا مطلب دیگری ترجیحا با همین عنوان در وبلاگ خود به این موج بپیوندید. برای ثبت نام کلیک کنید


توجه **********توجه ***********توجه


 به اطلاع ان دسته از عزیزانی که در وبلاگ شاهد و یا در وبلاگ بزمانه جهت دیدار آقا ثبت نام کردند و حتی انهایی که هنوز ثبت نام نکردند، می رساند که:
طی پیگیری های صورت گرفته با دفتر آقا (البته با تلاش و کوشش دوستان ما از پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی - پاونا) قرار بر این شد که لیست اطلاعات کاملتری از دوستان (جهت صدور کارت ورود) در یکی از وب‌سایت های موجود تهیه و بدین منظور استفاده گردد؛
لذا کسانی که مایلند ، باید زحمتی دوباره کشیده و در پاونا (پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی) به صورت کاملتری ثبت نام کنند.


برای ثبت نام کلیک کنید http://www.pw-arzeshi.com/didar.php


البته این نکات قابل ذکر است که :
1- این دیدار حتمی نشده است و در تلاشیم برای به ثمر رساندن آن، شما هم دعا کنید.
2- این دیدار قطعا برای ماه مبارک نخواهد شد
3- حمایت شما در این فضای مجازی از این دیدار کمک خواهد کرد به زودتر به نتیجه رسیدن آن، البته اگر خدا بخواهد!
4- لوگوی حمایتی دیدار برای نصب در وبلاگ شما اماده شده لطفا درج گردد.
5- دیگر اسامی ثبت نام شده ها در وبلاگ اضافه نخواهد شد و فقط ثبت نام در پاونا معتبر می باشد.
6- ... هر که دارد هوس دیدن ماه بسم الله ...
ما را از دعای خیر شبانگاهی و سحرگاهی خود محروم نسازی

جنگ امروز ما چیست؟

امروزهم مادرحال جنگ هستيم. امانه جنگ نظامي بلکه جنگ فرهنگي. تهاجم فرهنگي اصطلاحي است که زيادشنيده اييد. وقتي دشمنان واستعمارگران ازشکست ايران درجنگ نظامي نااميدشدند،جنگ فرهنگي راشروع کردند. براي اينکه بدانيم هدف دشمنان ازتهاجم فرهنگي چيست ابتدامعني فرهنگ رامرورمي کنيم.
فرهنگ چيست؟
شايد به تعداد انسان‌هاي روي كره زمين تعاريفي از «فرهنگ» وجود داشته باشد كه البته هر ملت و قومي هم تعريف جداگانه‌اي از آن دارد.
اولين بار واژه‌ي فرهنگ به معني مردم شناسي و جامعه شناسي آن توسط ادوارد بارنت تايلور، مردم شناس انگليسي در سال 1871 ميلادي در كتابي به نام «فرهنگ ابتدايي» به كار رفت: «فرهنگ مجموعه‌ي پيچيده‌اي است كه در برگيرنده ي دانستني‌ها، اعتقادات، هنرها، قوانين، اخلاق، عادات و هر گونه توانايي ديگري كه انسان به عنوان عضوي از جامعه به دست مي‌آورد.»
علاوه بر اين، تعاريف ديگري هم از فرهنگ وجود دارد:
-    برخي، فرهنگ را شامل تمام فعاليت‌هاي گسترده اجتماعي مي‌دانند.
-    بعضي ديگر فرهنگ را بعنوان ميراث اجتماعي و سنتي
قلمداد مي‌كنند.
-    عده‌ايي هم آن را راه و روش هاي زندگي معرفي مي‌كنند.
به هر حال مهترين تعريفي كه مي‌شود از فرهنگ ارائه داد،‌تعريف كامل آن است كه راهنماي همه‌ي فعاليت‌هاي انساني است. يعني فرهنگ عامل تعيين كننده‌ي رفتار انسان است، فرهنگ توانايي خاصي است كه فقط بشر دارد.
فرهنگ که در اصطلاح فرانسوي «كالتور» و يا در اصلاح انگليسي «كالچر» ناميده مي‌شود، در علم جامعه شناسي و يا مردم شناسي به معني كشت و كار، آبادكردن، كاشتن زمين و بارور ساختن بوده كه معني آن در ادبيات و علوم راه يافت و در قرن 18 ميلادي، نويسندگان غربي از آن به پرورش رواني و يا پرورش معنوي نام بردند. از اين پس بر اساس تعريف فرانسوي، فرهنگ به معني پرورش روح و جسم به كار برده شد و از آن به عنوان پيشرفت فكري و اجتماعي انسان و جامعه انساني ياد شد.
تا اينجا با برخي معاني رايج واژه‌ي فرهنگ آشنا شديم، بار ديگر معاني فرهنگ را مرور مي‌كنيم:

به طور خلاصه، فرهنگ، شامل مقوله‌هاي زير است:
-    دانستني‌ها
-    اعتقادات
-    هنرها
-    اخلاق
-    قوانين
-    عادات
-    توانايي
-    تمام فعاليت‌هاي اجتماعي
-    ميراث اجتماعي و سنتي
-    راه و روش زندگي
-    راهنماي فعاليت‌ها
-    عامل تعيين كننده ي رفتار انسان
-    كشت و كار
-    آباد كردن
-    پرورش رواني يا پرورش معنوي
-    پيشرفت فكري و اجتماعي انسان
-    و ...
بي‌ترديد نقش انكار ناپذير و تعيين كننده ي هر يك از تعاريف بالا، در زندگي روزمره، بر كسي پوشيده نيست.
اگر فرهنگ را دانسته‌هايمان بدانيم، دانايي و دانستني‌ها تعيين كننده‌ي راه زندگي‌مان هستند.
 اگر فرهنگ را اعتقاداتمان بدانيم، ما با اعتقاداتمان زندگي مي‌كنيم. حتي بي‌اعتقادترين انسان‌ها هم خواسته يا ناخواسته به چيزهايي معتقدند.
اگر فرهنگ را هنر بدانيم،‌ اگر هنر زندگي كردن را نداشته باشيم محكوم به نيستي هستيم.
اگر فرهنگ را اخلاق بدانيم، اخلاق همان است كه انسانيت ما را از ساير حيوانات متمايز مي‌كند.
اگر فرهنگ را عامل تعيين كننده ي رفتار انسان بدانيم، رفتار ما نشان دهنده ي  شخصيت، افكار، دانش و شاخصه‌هاي فكري ماست.
اگر فرهنگ را عامل پيشرفت فكري و اجتماعي انسان بدانيم، اگر اين عامل در اختيار و تحت اراده‌ي ما نباشد به مقاصدي منتهي مي‌شود كه، در شأن و ايده آل ما نيست.
پس به زبان ساده مي‌توان گفت كه فرهنگ هر شخص، قوم يا ملتي، همانا زندگي ، سرمايه فكري و هستي آنهاست.
با اين تعريفي كه از فرهنگ داريم و با شناختي كه از روابط انسان‌ها در عصر اينترنت ، ارتباطات‌ودهكده‌ي‌جهاني هست، عقل سليم و منطق انساني حكم مي‌كند كه انسان‌ها، اقوام و كشورها با يكديگر تبادل فرهنگي داشته باشند. چون تبادل فرهنگي مايه‌ي رشد، پويايي و تعالي جامعه بشري مي‌شود.
همانند گذشته كه اين تبادل فرهنگي وجود داشته و تا به حال آثار آن باقي مانده است. حضور فرهنگ ايراني در اروپا، شبه قاره هند، آسياي شرقي، آفريقا و درخشش شعر معروف سعدي در سر درب سازمان ملل متحد:

بني آدم اعضاي يك پيكــــرنــد
كه در آفرينش ز يك گوهــــرند
چو عضوي به درد آورد روزگار
دگـر عضوها را نماند قـــــــــرار


و نيز تأثير پذيري فرهنگي ما از فرهنگ اسلامي در عين حال كه ما ايراني بودن خودمان را حفظ كرده‌ايم، نمونه‌هايي از تبادل فرهنگي است. در حال حاضر تبادل فرهنگي به يك ارتباط يكسويه يا تهاجم فرهنگي تبديل شده است كه كشورهاي استعمارگر با استفاده از برتري تكنولوژيك و اقتصادي ،آن بخش از فرهنگ خود را كه جنبه‌ي تخريبي و مورد نظرشان را در ساير ملت‌ها ايجاد مي‌كند، به صورت گزينشي به دلايل زير به كشورهاي ديگر از جمله كشور ما تحميل مي‌كنند:

الف ـ فراگير بودن فرهنگ
شايد سئوال اين باشد كه چرا از ميان آداب، رفتار و ديگر خصلت‌ها، غربي‌ها فرهنگ را گزينش كرده‌اند و جنگ فرهنگي را در پيش گرفته‌اند.
آنها مي‌توانستند مثلاً جنگ نظامي را برگزينند. پس به چه علتي روي به جنگ فرهنگي آورده‌اند؟
تجربه هم نشان داده در مناطقي مثل قاره آفريقا و قاره آمريكا، استعمارگران جنگ نظامي‌يانظامي‌عقيدتي را انتخاب كرده‌اند و با استفاده از اين شيوه به مردم سياه پوست آفريقا و سرخپوستان و بوميان قاره‌ي آمريكا برتري يافته‌اند و سالهاست كه اقدام به غارت سرمايه‌هاي مادي و معنوي اين سرزمين‌ها مي‌كنند.
به گفته‌ي يكي از بزرگان آفريقا: «روزي كه غربي‌ها وارد آفريقا شدند، آنها فقط يك كتاب انجيل داشتند و ما همه چيز داشتيم ، آنها به ما گفتند چشمانتان را ببنديد و دعا كنيد، هر كس مدت زمان بيشتري چشمانش را ببندد و دعا كند، خدا او را بيشتر دوست خواهد داشت. وقتي ما آفريقايي‌ها چشمانمان را باز كرديم، آنها (غربي‌ها) همه چيز داشتند و ما فقط يك كتاب انجيل داشتيم».
اگر به معاني فرهنگ دقت كرده باشيد، فرهنگ يك خصلتي است كه تمام رفتارهاي انسان را در بر مي‌گيرد يا عامل تعيين كننده رفتار انساني است. پس مشخص مي‌شود كه غربي‌ها حساب شده و با بررسي‌هاي زياد به اين نتيجه رسيده‌اند كه جنگ فرهنگي را انتخاب كنند و با استفاده از فرهنگ به ستيزه‌جويي بپردازند.

ب – تجربه‌ي دو شكست غربي‌ها از مسلمانان

يكي از علت‌هايي است كه آنها كمتر به جنگ نظامي تمايل دارند، تجربه‌ي دو شكستي است كه در جنگهاي گذشته از مسلمانان دارند.
يكي شكست اروپايي‌ها از مسلمانان و تشكيل حكومت اسلامي در اسپانياي فعلي در صدر اسلام و ديگري شكست سختي كه اشغالگران اروپايي در فلسطين از رزمندگان اسلام به فرماندهي سردار نامدار ايراني صلاح الدين ايوبي در جنگ‌هاي صليبي خوردند.

ج - برتري دين اسلام

تعاليم الهي و معنوي اسلام كه تمام نيازهاي انسان در آن پيش‌بيني شده است از چنان غنا و برتري نسبت به اديان ديگر مثل مسيحيت و يهود و ... برخوردار است كه غربي‌ها مي‌دانند اگر بخواهند اينگونه مسايل را طرح كنند، كمترين توفيقي به دست نخواهند آورد.
بنابراين، فرهنگ به دليل فراگير بودن و پوشش رفتارهاي اساسي مثل، اعتقادات، بهترين گزينه‌ي جنگ غير نظامي است.
اگر در جنگ فرهنگي دشمن موفق شود، ديگر نيازي به جنگ نظامي نخواهد بود. چون تك تك افراد جامعه مورد هدف تبديل به سربازان بدون مزد استعمارگران مي‌شوند و بر عكس جنگ نظامي که امكان اشغال يك كشور را توسط كشور ديگر براي مدت طولاني غير ممكن مي‌سازد. در جنگ فرهنگي، فرهنگ مهاجم قرنها مي‌تواند از اقتصاد، سياست، منابع و سرمايه‌هاي فكري و مادي كشور هدف يا اشغال شده‌ي فرهنگي استفاده نمايد. بدون هيچ نوع مقاومت از سوي آن كشور و يا صرف هزينه.

د- فرهنگ ملي مهمترين مانع

كشورهاي استعمارگر غربي همواره در صدد نفوذ به كشورهاي كمتر توسعه يافته براي استفاده از سرمايه‌هاي فكري، اقتصادي و سياسي آنها در جهت اهداف خود هستند.
مهمترين مانعي كه از نفوذ استعمارگران جلوگيري مي‌كند، فرهنگ ملي و سنتي كشورهاي مورد هدف است.
بنابراين تمام سعي و كوشش غربي‌ها بر اين است كه فرهنگ ملي و سنتي را در اينگونه كشورها نابود سازند. تا با استفاده از شرايط پيش‌آمده به راحتي اهداف شوم خود را پياده و اقدام به غارت سرمايه‌هاي اين كشورها نمايند.

ﻫ ـ دستاورد بزرگ و قابل بهره‌گيري هميشگي در مقابل هزينه‌ي‌ ناچيز
اگر بخواهيم با يك حساب سرانگشتي هزينه‌هاي جنگ نظامي را با جنگ فرهنگي مقايسه كنيم اختلاف فاحشي را در هزينه‌ها خواهيم داشت. هزينه‌ي يكروز جنگ نظامي معادل هزينه چند ماه جنگ فرهنگي است و اين غير از خرابي‌هايي است كه بر اقتصاد كشور مهاجم باقي مي‌گذارد. به علاوه با توجه به گستردگي رسانه‌هاي ديداري، شنيداري و روزنامه‌ها، هر جنايتي كه در هر نقطه جهان به وقوع بپيوندد در كمترين زمان در تمام دنيا منعكس مي‌شود و عكس العمل مردم ساير كشورها را در پي دارد.
اما در صورت موفقيت كشور مهاجم در جنگ فرهنگي، با كمترين هزينه دستاورد بزرگي حاصل مي‌شود. از طرفي وجهه و شأن كشور مهاجم در افكار عمومي مردم دنيا نيز خراب نمي‌شود.
كما اينكه در اين جنگ بخش زيادي از هزينه‌هاي آن توسط مردم كشورهاي مورد هدف تامين مي‌شود. هزينه‌هايي كه آنها بابت خريد محصولات فرهنگي مثل فيلم‌، لباس و لوازم آرايشي كه در مدهاي غربي‌ تبليغ مي‌شود، مي‌پردازند، نمونه‌ايي از هزينه‌هايي است كه توسط مردم مورد حمله قرار گرفته، پرداخت مي‌شود.

و ـ ايران كشور استثنايي
موقعيت ممتاز ايران در عرصه نظام بين‌المللي، آن را از شرايط ويژه‌ايي برخورداركرده است كه به بخشي از آنها اشاره مي‌شود.
به گفته غربي‌ها، ايران ابر قدرت اسلامي است پس با اين ابر قدرت نمي‌شود از راه جنگ نظامي روبرو شد. آنها تجربه‌ي هشت سال دفاع مقدس مردم ايران را هنوز فراموش نخواهند كرد، ملتي كه براي حفظ خاك و عقيده‌اش، هشت سال در مقابل دنيا ايستادگي كرد و مردانه، بر حق انكار ناپذير خود پاي فشرد تا دنيا به حقانيت و قدرت آن اعتراف كرد و شرمسار از عملكرد خود با دست خالي از پشت دروازه‌هاي مردانگي آن عقب نشست.
فرزندان ايران قهرمان در طول هشت سال چنان رشادت و از خود گذشتگي نشان دادند كه خبره‌ترين فرماندهان نظامي دنيا از رويارويي با آنها در مي‌ماندند.
از طرفي حمايت ميليونها مسلمان از ايران در تمام دنيا پشتوانه بزرگي است كه موقعيت ممتازي را براي كشورمان ايجاد كرده است.
مرزهاي جغرافيايي ما معلوم است ولي مرزهاي معنوي ايران به گستره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي تمام سرزمين‌هايي است كه مسلمانان در آن زندگي مي‌كنند.
وجود منابع عظيم معدني ، كارخانجات مهم و خودكفايي ايران در تأمين نيازهاي نظامي ، اقتصادي و كشاورزي هم از امتيازهاي ديگري است كه كشورمان از آن بهره‌مند است.
مهمترازهمه روح سلطه ناپذيري و ظلم ستيزي ايرانيان از دلايلي ديگري است كه دشمنان ما را بر آن مي‌دارد كه دست به تكرار تجربه‌ي ناموفق جنگ نظامي نزنند.

شيوه‌هاي جنگ فرهنگي

استعمارگران غربي براي تسلط بر كشورهاي ديگر شيوه‌هاي متفاوتي را بر مي‌گزينند. در كشورهاي ضعيف مثل افغانستان و عراق جنگ نظامي را انجام مي‌دهند و كشور مورد نظرشان را اشغال نظامي مي‌كنند.
 در كشورهايي كه از فقر معنوي و ضعف نظامي و اقتصادي برخوردار ند، مثل كشورهاي آفريقايي و آمريكاي لاتين از جنگ نظامي ـ اعتقادي استفاده مي‌كنند و با استفاده از كتاب مقدس انجيل كه در آن تحريف زيادي انجام داده اند، بر اينگونه كشورها مسلط مي‌شوند.
اما در برخورد با كشور قدرتمندي مثل ايران همزمان از شيوه جنگ فرهنگي، جنگ ديپلماسي و جنگ اقتصادي استفاده مي‌كنند.

جنگ فرهنگي چيست؟

همانگونه كه در بخشهاي قبلي اشاره شد، مباحث فرهنگي به گونه‌ايي است كه ايجاد مي كند ملتها با هم تبادل فرهنگي داشته باشند.
در تبادل فرهنگي؛ ملتها مثل داد و ستد معمولي و تأمين نيازهاي خود با هم ارتباط دارند و با نقل و انتقال اجناس و نيازهاي خود در بين يكديگر و يا به عبارت بهتر خريد و فروش،‌نيازهاي خود را تأمين مي‌كنند ولي در جنگ فرهنگي ملتي كه مورد تهاجم قرار مي‌گيرد، اگر با اتكا به سرمايه‌ها و منابع معنوي و مادي خود مقاومت نكند به شرايطي مي‌رسد كه مانند انسان عاجزي كه از تأمين ابتدايي‌ترين نيازهاي خود، درمانده است و قادر به حركت نيست،‌ چشم به دست انسانهاي ديگري دارد كه چه غذايي برايش در نظر گرفته‌اند و يا تشخيص مي‌دهند چه لباسي  را بايد بپوشد.
تفاوت ديگر تبادل فرهنگي و تهاجم فرهنگي اين است كه در تبادل و يا خريد و فروش ، طرفين معامله سعي مي‌كنند بهترين و با كيفيت‌ترين جنس يا دارايي خود را عرضه كنند كه قدرت رقابت را داشته باشد.اما درتهاجم‌فرهنگي‌، غربي ها بي ارزش‌ترين وبي‌خاصيت ترين بخش فرهنگ‌خود را كه توسط گروههاي پست و خارج از شخصيت انساني، رفتار مي‌شود، به جامعه مورد تهاجم وارد مي كنند.
غربي‌ها از انتقال دستاوردهاي علمي، تحقيقاتي، صنعتي و ...خود به كشورهاي ديگر جلوگيري مي‌كنند، ولي با صرف هزينه‌هاي زياد و با روش‌هاي گوناگون اقدام به انتقال فرهنگ تخريبي خود به جوامع ديگر مي‌نمايند.

استعمارگران در جنگ فرهنگي براي رسيدن به اهداف خود از شيوه‌هاي زيادي استفاده مي‌كنند. بعنوان مثال:
1- انتخاب قربانيان
اولين گروهي كه مورد تهاجم فرهنگي واقع مي‌شوند، نوجوانان و جوانان هستند. در اين گروه سني به دليل شرايط روحي و جسمي، شور و احساس به تفكر و تعقل برتري دارد. نوجوانان و جوانان بيشتر به دنبال هيجان و تازه‌گي هستند، و خواستار آن هستند كه در معادلات زندگي جمعي جايگاه بالاتري داشته باشند.
اين خواسته‌ها با تغييرات رفتاري همراه است، نوع حرف زدن، نوع لباس پوشيدن و تغيير عادات ديگر.
استعمارگران نيز با بهره‌گيري نادرست از اين شرايط بيشترين حجم تهاجم خود را متوجه نوجوانان و جوانان مي‌كنند.
كتابهاي داستان مهيج و عاشقانه، فيلمهاي غير اخلاقي و مستهجن، استفاده نادرست و غير اخلاقي از ماهواره و اينترنت، مدهاي لباس، مدهاي مو و آرايش كه با باورهاي سنتي و اخلاقي جامع‌ديگر ناسازگاري دارند، از مواردي هستند كه در تهاجم فرهنگي مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

2- معرفي دروغين اديان
استعمارگران براي اينكه بتوانند به اهداف شيطاني خود برسند، كتاب مقدس دين مسيحيت و يهود را تحريف نموده‌اند و آنچه كه خواست خودشان است ، جايگزين مطالب و محتواي اين كتب آسماني كرده‌اند. بعنوان مثال آنها به دروغ به ساكنان بومي قاره آفريقا و آمريكا گفته‌اند كه دستور خدا و حضرت عيسي (ع) اين است كه اگر كسي با سيلي به صورت توزد،‌ طرف ديگر صورتت را به طرف او بگير تا سيلي ديگري هم به طرف ديگر صورت تو بزند و با اين تبليغ دروغين، امكان هر گونه مقاومت و ايستادگي را از مردم بومي اين قاره‌ها گرفته‌اند.
غربي‌ها با شناختي كه از مباني عميق و معارف انسان ساز دين اسلام داشتند، از دهها سال پيش شروع به تبليغ عليه اسلام كردند و با شستشوي مغزي مردم غرب، اسلام را دين خطرناكي معرفي كردند، آنها مي‌دانستند كه اگر مردم درباره ي اين دين آسماني كه توسط آخرين پيامبر خدا آورده شده و كاملترين آئين الهي است، مطالعه و آشنايي داشته باشند قطعاً به آن گرايش خواهند داشت، لذا با تبليغات مغرضانه و غير واقعي، دين اسلام را يك دين خشن و غير انساني معرفي كردند تا از گرايش غير مسلمانان به آن جلوگيري كنند.
از طرفي از كشورهاي مسلمان كه تحت سلطه‌ي آنها هستند نيز مي‌خواهند كه مفاهيمي چون جهاد و مقاومت را از كتب درسي خود حذف كنند تا ملتهاي مسلماني كه تحت سلطه استعمارگران هستند با مطالعه اين مفاهيم از آن درس مقاومت و ظلم ستيزي نياموزند.

3- القاء برتري غرب

استعمارگران با بزرگ نمايي‌هاي دروغين توانايي و قدرت خود را بسيار بيشتر از حد واقعي معرفي مي‌كنند.بزرگ نمايي شخصيتهاي علمي غرب به گونه‌ايي كه اگر اين دانشمندان نباشند، علم و تفكر تعطيل است و در مقابل تخريب و كوچك نمايي شخصيتهاي علمي كشورهاي كمتر توسعه يافته، نمونه ايي از اين اقدام غلط آنهاست. آنها با اين كار فاصله‌اي بين دانشمندان گذشته و دانشجويان و دانش پژوهان فعلي ايجاد مي‌كنند، وقتي اينگونه شد جامعه ي علمي و فرهنگي كشورهاي مورد تهاجم فرهنگي در توليدات علمي و فرهنگي بيشتر به استفاده از آثار دانشمندان غربي تمايل پيدا مي‌كنند و اين شيوه خود عامل انتشار فرهنگ غربي مي‌شود.
در اين گونه جوامع نام بردن از شخصيتهاي علمي و فرهنگي گذشته، كهنه پرستي قلمداد و نام بردن از دانشمندان غربي، نشانه‌ي پيشرفت و تمدن مي‌شود.
چون نسلهاي بعدي هم با همين شيوه در علم و فرهنگ تربيت مي‌شوند، لذا با سرمايه‌ي مادي و معنوي ملي، فرهنگ نامتجانس بيگانه ترويج مي‌شود. اما آنها غافل از اين هستند كه در گذشته بارها به توانايي و دانش ايرانيان و مسلمانان اعتراف كرده اند.
بنا به اظهارات، نوشته‌ها و به عبارتي اعترافات دانشمندان و فرهيختگان منصف غربي، ايرانيان در قبل از اسلام يكي از پايه‌هاي اساسي و اصلي تمدن بشري را پي‌ريزي كرده‌اند، تمدنهايي كه در امپراطوري‌هاي بزرگ ماد، هخامنشي، اشكاني و ساساني ظهور پيدا كرد و هنوز هم با گذشت چند هزار سال از آن زمان، آثار تمدنهاي ايران در اروپا، آفريقا، آسيا، خاور دور و شبه قاره‌ي هند مي‌درخشند كه گواهي انكار ناپذير بر اقتدار و توانايي فكري ايرانيان است.
وجود ابزار، آثار حجمي و تجسمي بي‌شماري از تمدنهاي ايراني در قبل از اسلام كه زينت بخش موزه‌هاي معتبر آمريكا و اروپاست خود بهترين گواه و سند توانايي مردم ايران است. به گونه‌ايي كه انكار آنها كه انكار توانايي علمي و فرهنگي مردم ايران در اين دوره‌ها است، امكان پذير نيست، مثل انكار آفتاب تابان در سياهي شب.
در دوره ي اسلامي نيز ايرانيان به جامعه جهاني اثبات كردند كه در هر شرايطي توانايي اثرگذاري به بخش‌هاي زيادي از جوامع پيراموني خود و هدايت فكري حاكماني كه حتي از خارج از مرز‌هاي ايران امكان حكومت بر مردم اين كشور را پيدا كرده‌اند، دارند. توانايي كه شايد فقط و فقط منحصر به مردم ايران است.
از روزي كه كشور كنوني ايران در دوره‌ي پيش از مادها تحت سيطره‌ي حكومتهاي بين‌النهرين و  عيلام بود تا زماني كه اسكندر مقدوني با شكست سپاه ايران سرزمين ما را تحت حكومت خود آورد و پس از آن سقوط ايران در برابر سپاهيان مسلمان و تهاجمات زياد از سوي اقوام ترك، تاتار و مغول كه به اشغال تمام يا بخشهايي از كشور ايران در زمانهاي زيادي انجاميد، هر كدام از اين اشغالگريها، كافي بود تا ديگر نام و نشاني از فرهنگ و تمدن اصيل ايراني و يا ايراني اسلامي نباشد. اما اين اتفاقات سخت و طاقت فرسا تنها مانند پرده‌ايي بود كه به طور موقت بر روي فرهنگ و اصالت ايراني كشيده مي‌شد و پس از چندي مهاجمان به دليل اينكه خود را همطراز و هم شأن مردم ايران نمي‌ديدند و توان مقابله با روح سلطه ناپذيري ايرانيان را نداشتند، مجبور به ترك كشورمان مي‌شدند يا آنقدر در برابر فرهنگ متعالي آن ضعيف بودند كه در آن حل مي‌شدند. مانند حكومتهاي اسلامي عربي كه بعد از پايان يافتن حكومت ساسانيان از وجود دانشمندان ايراني براي اداره‌ي حكومت استفاده كردند. چون راه رسم اداره‌ي حكومتي به آن گسترده‌گي را نمي‌دانستند و يا متمدن شدن و اسلام آوردن مغولاني كه ايران را به اشغال خود در آورده بودند.
ويل دورانت در جلد چهارم كتاب تاريخ تمدن، مقاطعي از تاريخ تمدن اسلامي را به نام دانشمندان ايراني نامگذاري كرده است، دوران خيام، دوران سعدي و ... او در اين كتاب از داشمندان بزرگ ايراني كه هم زمان با قرون وسطاي اروپا در مكتب خانه‌هاي علمي، آزمايشگاههاي مجهز و بيمارستانهاي پيشرفته‌ي آن زمان، پايه‌هاي اساسي علوم امروزي مثل رياضيات و جبر، فلسفه، شيمي، نجوم، پزشكي، موسيقي و ...  را پي‌ريزي مي‌كرده‌اند نام برده و در مورد آنها شرح داده است.
خوارزمي را مهمترين شخصيت علمي در رياضيات دانسته، ابوريحان بيروني را فيلسوف، مورخ، جغرافي‌دان، رياضي‌دان، منجم و ... معرفي كرده كه در همه‌ي اين رشته‌ها، نوشته و تحقيقات مهم و ابتكاري داشته است و در پايان ابوريحان بيروني را لئوناردو داوينچي مسلمانان معرفي كرده است.
ويل دورانت علم شيمي را يكي از دستاوردهاي مسلمانان دانسته و اعتراف كرده است كه نخستين بيمارستان، نخستين داروخانه و نخستين موسسه داروشناسي را مسلمانان ايجاد كرده‌اند. او در مورد زكرياي رازي مي‌گويد: « ... يكي از معروف‌ترين طبيبان اسلامي رازي است كه مثل اكثر عالمان و شاعران بزرگ عصر خود،‌ ايراني نژاد است.»
در مدرسه‌ي طب دانشگاه پاريس دو عكس رنگي از دو طبيب اسلامي آويخته شده كه يكي رازي و ديگري عكس ابن سينا بزرگترين فيلسوف و معروف‌ترين طبيب اسلامي است.
ويل دورانت در بخشي از كتاب تاريخ تمدن، دانشمنداني را كه همه ايراني هستند، اينگونه معرفي مي‌كند:
ابن سينا از همه نويسندگان پزشكي .... برجسته‌تر و كتاب شفا و قانون او اوج كمال است ... و در تاريخ تفكر انساني از تحقيقات معتبر به شمار مي‌آيد.
زكرياي رازي بزرگترين ... طبيب
ابوريحان بيروني بزرگترين .... جغرافي‌دان
جابربن حيان بزرگترين ... شيمي د‌ان
و ...
در حال حاضر نيز علاوه بر پيشرفتهاي مختلف در زمينه هاي تكنولوژي و كسب رتبه‌هاي جهاني در ميادين علمي توسط جوانان كشورمان كه نشان‌دهنده‌ي نبوغ و برتري انديشه و توان علمي ايراني به سايرين است.
گردانندگان و مديران خيلي از مراكز علمي، پزشكي و ... در كشورهاي غربي به ويژه آمريكا، ايرانيان هستند.
مركز فضايي آمريكا (NASA)، دانشگاههاي معتبر آمريكا، بيمارستانهاي فوق تخصصي و ... شاهد حضور تأثيرگذار و كليدي ايرانياني است كه جامعه غرب با همه‌ي پيشرفتها به دانش فني آنها محتاج است.

4- تلاش در قطع ارتباط بين نسل‌ها

مراحل رشد و تكامل يك درخت از وقتي كه بذر آن در زمين كاشته مي‌شود تا ريشه بدواند و پس از سالها به يك درخت تنومند و بلند تبديل شود در سالهاي متوالي صورت مي‌گيرد.
اگر يكسال خشكسالي اتفاق بيافتد و يا درخت شكسته شود، نبايد انتظار داشت كه اين درخت به رشد خود ادامه دهد.
هر اتفاقي از اين دست، منجر به متوقف شدن رشد، خشك شدن درخت و يا حداقل موجب كند شدن رشد آن مي‌شود.
مراحل رشد يك كشور و يا تمدن نيز به همين شكل است.
يك مثال ديگر به روشن شدن مطلب كمك بيشتري مي‌كند.
در يك مسابقه‌ي دو امداد، تعدادي دونده از يك كشور حضور دارند و تلاش مي‌كنند با زودتر رسيدن به ايستگاه بعدي كه دونده هم وطنشان حضور دارد و سپردن شي كه بعنوان شاخص در دست دارند، باعث برنده شدن گروه كشورشان شوند. ديرتر رسيدن يا نرسيدن يكي از اين دوندگان به دونده بعدي باخت و خارج شدن تمام نفرات آن گروه را از مسابقه در پي خواهد داشت.
عرصه‌ي فرهنگ و علم و هنر نيز چنين شرايطي دارد. پيوستگي اجزاء انساني يك تمدن يا فرهنگ در طي ساليان متمادي باعث حركت رو به جلو و پيشرفت آن مي‌شود. به طور مثال در مورد تمدن كشورمان اگر شرايط افسانه‌ايي كه در زمانهاي گذشته، در قبل و بعد از اسلام علم و فرهنگ پارسي از آن برخوردار بوده، قطع نمي‌شد و ادامه پيدا مي‌كرد، امروز قطعاً شرايط بسيار بهتري در كشورمان برقرار بود. اگر راه دانشمنداني چون بزرگمهر، ابن سينا و ... ادامه داده مي‌شد، الان ما بايد در جايگاه اروپا و آمريكا قرار داشتيم.
يكي ديگر از شيوه‌هاي استعمارگران اين است كه ارتباط نسل كنوني را با نسلهاي گذشته قطع كنند.در صورتيكه اين خواسته آنها مسير شود، در واقع مثل اين است كه ارتباط شاخه‌هاي يك درخت را با ريشه و  تنه‌ي آن قطع كرده باشند. پس براحتي مي‌توانند اين شاخه‌ها را به   هر درختي قلمه بزنند.

5- وادار كردن كشورهاي ديگر به تقليد كور كورانه از غرب

غربي‌ها اينگونه وانمود مي‌كنند كه تنها راه پيشرفت، راهي است كه آنها طي كرده‌اند و راههاي ديگر به مقصدهايي غير از پيشرفت و توسعه‌ي اقتصادي ، فرهنگي و سياسي ختم مي‌شود. در حاليكه هر كشور و ملتي بايد متناسب با فرهنگ خاص خود و بهره‌گيري از شرايط اقتصادي،‌ جغرافيايي و ساير منابع در راه پيشرفت و توسعه گام بردارد.
استعمارگران، ساير كشورها را وادار مي‌كنند همان راهي را بروند كه قبلاً آنها رفته‌اند و در اين مسير آنچه را كه خود صلاح مي‌دانند در مسير ساير كشورها قرار مي‌دهند.
بعنوان مثال دو كشور ژاپن و تركيه را در نظر بگيريد:
ژاپني‌ها بعد از جنگ دوم جهاني كارگراني را روانه‌ي كارخانجات صنعتي كشورهاي غربي كردند. اين كارگران ضمن اينكه در كارخانجات غرب كار مي‌كردند،به فراگرفتن دستاوردهاي صنعتي غرب همت گماشتندو پس از آنكه به ژاپن برگشتند، دانش فني خود را در اختيار كشورشان قرار دادند. گفته مي‌شود يكي از مسئولين ژاپني در سالهاي گذشته اعلام كرده است:‌ «اگر خانواده‌اي در دنيا ثابت كند هيچ محصول صنعتي يا الكترونيكي ژاپني در خانه‌اش ندارد به او جايزه مي‌دهيم».
كشور تركيه به دليل همسايگي با اروپا تا كنون سعي نموده روش هاي القا شده ي اروپا و آمريكا را  در زمينه‌هاي اقتصادي به كار گيرد. اين كار عليرغم توفيق اندكي كه براي تركها داشته است، تورم زياد و نابساماني اقتصادي را كه اين كشور درگير آن است به ارمغان آورده. به گونه‌ايي كه در سال 2003 ميلادي دولت ترکيه مجبور شد ارزش 000/000/1 لير (واحد پول تركيه) را به يك لير كاهش دهد.

6- بهره‌گيري از ستون پنجم
ستون پنجم انسان را به ياد جنگهاي نظامي مي‌اندازد،ستون پنجم به بخشي از نيروهاي نظامي دو كشور در حال جنگ گفته مي شود كه در پوشش‌هاي غير نظامي براي شناسايي نقاط ضعف و قوت دشمن بصورت مخفي وارد كشور مقابل مي شوند . در جنگ فرهنگي دشمنان از اين شيوه نيز استفاده مي‌كنند.
اين افراد با دريافت پولهاي كلان در سطوح مختلف جامعه مورد هدف، رسوخ كرده و اذهان عمومي و به خصوص اذهان تصميم گيرندگان فرهنگي كشور مورد تهاجم را، منحرف مي‌كنند.
از طرفي به دليل ارتباط مستقيم با اقشار مختلف مردم جامعه‌ي مورد تهاجم، حملات فرهنگي انجام شده بر عليه مردم را ارزشيابي و راهكارهاي مناسب و تأثيرگذارتري را به كشورهاي مهاجم ارائه مي‌كنند.

7- سوء استفاده از داشته‌هاي كشورهاي مورد تهاجم
استعمارگران در جنگ فرهنگي نه تنها از تمام داشته‌هاي خود استفاده مي‌كنند، بلكه در اين راه با سوء استفاده از آداب و سنن ديني و ملي كه شايد به فراموشي نيز سپرده شده باشند و تغيير آنها به شكل دلخواه، از اين به اصلاح داشته‌هاي كشور مورد تهاجم نيز در حمله خود استفاده مي‌كنند.
مانند مدهاي مو و موهاي بلند كه برخي از آنها ريشه در فرهنگ ملي ما دارد، براي پسران و مردان و به اصطلاح ژل ماليدن يا روغني كردن موها كه مدتي است در كشور ما نيز رايج شده است.
در هيچ يك از متون ديني اسلام داشتن موي بلند براي مردان منع نشده و سفارش زيادي هم در تميزي، بهداشت و استفاده از عطر و روغن از سوي حضرت رسول (ص) شده است. شما هم در كتابهاي ديني خوانده‌ائيد كه هزينه‌ بهداشت و عطر پيامبر گرامي اسلام بيشتر از هزينه غذاي ايشان بوده است.
اما همين سنت نبوي را دشمنان ما به شكلي كه خودشان مي‌خواهند و البته در مواردي به گونه‌هاي عجيب و غير قابل تحمل در ميان جوانان كشورمان ترويج كرده‌اند.

8- هنجار شكني
يكي ديگر از روشهاي استعمارگران، هنجار شكني است. آنها با مطالعه روابط و هنجارهاي ميان مردم كشور مورد تهاجم، آن بخش از هنجارهايي را كه موجب انسجام، اتحاد و غرور ملي آن كشور مي‌شود، مورد حمله قرار مي‌دهند و با از بين بردن اين اتحاد و هنجارهاي مثبت ، زمينه نفوذ در آن كشور و سلب قدرت آن را فراهم مي‌كنند. در مورد كشور ما هنجارهايي از اين قبيل مورد هدف دشمنان است:
-    علاقه به تاريخ چند هزار ساله‌ي تمدن ملي
-    علاقه به تاريخ چند صد ساله‌ي تمدن ديني
-    احترام به بزرگترها و تكريم آنها در خانواده‌ها
-    حجاب خانم ها
-    مقيد بودن خانواده‌ها به رعايت حدود الهي در روابط پسر و دختر
-    و ...
اگر خداي نكرده دشمنان موفق شوند با استفاده از اين روش‌ها و روش‌هاي ديگر، طرحها و نقشه‌هاي خود را عملي سازند، آن وقت شرايطي ايجاد خواهد شد كه شايد راه بازگشتي را باقي نخواهد گذاشت و يا آثار جبران ناپذيري را در پي خواهد داشت كه يادآوري يك واقعه در اين باره مي‌تواندنمايانگر آن باشد:
در تاريخ كشورمان جنايات و وحشي‌گريهاي چنگيزخان مغول را خوانده‌ايد، چنگيز براي سلب اراده از مردم در هر كشوري كه وارد مي‌شد، به دروغ، چيزي به اين مضموم مي‌گفت: «من از طرف خدا آمده‌ام تا با كشتن شما گناهان و ناپاكي‌هاي جامعه را پاك كنم!!» يا «من عذاب الهي هستم كه بر شما نازل شده‌ام!!»
روزي در يكي از شهرهاي اشغال شده ي ايران يكي از سربازان مغول از ميدان اصلي شهر در حال گذر بود كه چشمش به مردي افتاد كه در حال عبور از آنجا بود.سربازمغول هوس مي‌كند كه او را بكشد، به طرف او مي‌رود و از او مي‌خواهد كه زانو بزند تا گردن او را قطع كند. آن مرد زانو مي‌زند و سرباز مغول چند ضربه شمشير به گردن او مي‌زند ولي به دليل كند بودن شمشير تنها چند زخم در گردن آن مرد ايجاد مي‌شود.
سرباز مغول عصباني مي‌شود و به او مي‌گويد همين جا بنشين تا من بروم و يك شمشير تيز بياورم و گردن تو را بزنم و از آنجا دور مي‌شود.
آن مرد بيچاره در جاي خود مي‌نشيند تا سرباز مغول با يك شمشير تيز  بر مي‌گردد و سرش را از تنش جدا مي‌كند.
اگر آن مرد يك ذره اراده داشت لااقل پس از اينكه سرباز مغول سراغ شمشير تيز رفته بود، فرار مي‌كرد و جانش را نجات مي‌داد ولي به دليل خود باختگي و بي‌اراده بودن، حتي جرأت فرار را هم نداشت.
اگر غربي ها بيشترين تلاش خود را در تهاجم فرهنگي به كار گرفته‌اند به دليل اين است كه اگر بتوانند فرهنگ ملي و سنتي كشورهاي ديگر را از آنها بگيرند در واقع آنها را از ريشه خود جدا كرده‌اند.

9- تغيير ذايقه
استعمارگران غربي گذشته از اينكه طرز لباس پوشيدن و بسياري از آداب جامعه مورد هدف خود را تغيير مي‌دهند، در ذايقه‌ي مردم آن جامعه نيز تغيير ايجاد مي‌كنند. ترويج نوع غذاها و آشاميدني‌هايي كه در غرب مصرف دارد، به دليل تغيير فرهنگ سنتي مردم و ايجاد زمينه‌ي فروش محصولات غذايي توليد شده در غرب و نابود سازي صنايع غذايي ملي كشور مورد هدف از اين اقدامات است.
تمايل جوانان در كشورهاي جهان سوم به نوشيدن نوشابه‌هاي مضر و بي‌فايده مانند كوكاكولا و پپسي كولاي آمريكايي به جاي نوشيدني‌هاي مقوي وسرشار از املاح مانند شير، نمونه‌ايي از تهاجم فرهنگي است.

10- انحصاري كردن دستاوردهاي علمي، راهبردي
غربي‌ها در برخورد با ساير كشورها طوري وانمود مي‌كنند كه دستاوردهاي علمي، راهبردي و مهم،‌ فقط بايد در اختيار و انحصار آنها باشد و ديگران حق ورود و يا صلاحيت ورود به اين عرصه را ندارند.
آنها با اين عمل، خود را برتر و بالاتر از ديگران مي‌دانند به گونه‌ايي كه انگار آنها بندگان ويژه‌ي خدا هستند و مردم ساير كشورها بندگان درجه دو و سه كه بايد نظاره‌گر پيشرفتهاي غربي‌ها باشند.
دانش هسته‌ايي و رسيدن به مهارت توليد چرخه سوخت هسته‌ايي نمونه‌ايي از اين علوم است.
ده كشور در دنيا به اين تكنولوژي دست پيدا كرده‌اند كه ايران نيز يكي از اين كشورهاست، ولي آمريكا و اروپا در تلاشند هر طور شده مانع از ظهور يك ايران هسته‌ايي قدرتمند شوند و در اين راه هرچه در توان داشته‌اند انجام داده‌اند در حاليكه اولين بار ايرانيان در تاريخ در دوره‌ي صفويه از انرژي هسته‌ايي استفاده كرده اند.

 ابزار

علاوه بر روشهاي ذكر شده،‌ ابزار و وسايلي نيز نياز است‌تا جنگ فرهنگي غرب نتيجه بدهد. اين ابزارها به صورت مستقيم و يا غير مستقيم در جنگ فرهنگي مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

1- محصولات صنعتي
كالاهاي صنعتي يكي از ابزارهاي غير مستقيم تهاجم فرهنگي هستند. خودرو، لوازم منزل، كالاي صوتي و تصويري، كالاهاي مخابراتي، لباس و ... از جمله اين ابزارها هستند.
اين خوش خيالي است كه ما فكر كنيم ديگران در كشورهاي خودشان كالايي‌هايي متناسب با باورها و سنتهاي ما، برايمان توليد كنند.
اولين هدفي كه سازندگان اين كالاها دارند، انتقال فرهنگ خود از طريق اين كالاها و محصولات صنعتي است.
بعنوان مثال اروپايي‌ها يا چيني‌ها در طراحي و دوخت لباس، فرهنگ و سنتهاي خودشان را مد نظر قرار مي دهند و ما وقتي از اين لباسها استفاده مي‌كنيم ناخواسته فرهنگ آنها را قبول كرده‌ايم.
ساير محصولات نيز به همين شكل است. ميزان شناختي كه ما از كشورهايي مثل آمريكا، آلمان، ژاپن و ... كه با خريد محصولات صنعتي آنها پيدا كرده‌ايم به مراتب خيلي بيشتر از شناختي است كه از طريق مطالعه كسب مي‌كنيم.
ماركهاي معروف تجاري مثل جنرال موتورز، بنزوتويوتا خيلي بيشتر از نام كشورهايشان در صبحتهاي روزانه مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

2- محصولات هنري و فرهنگي
اين محصولات به دليل جذابيت و سرگرم كننده بودن،‌ مخاطبان زيادي دارند. استعمارگران نيز با سوء استفاده از اين شرايط، بيشترين سرمايه گذاري را در جنگ فرهنگي در اين زمينه‌ها انجام داده‌اند.
كتاب، فيلم و آثار هنري ابزارهايي هستند كه در خدمت مهاجمان فرهنگي قرار دارند. داستانهاي غير اخلاقي، فيلم‌هاي مبتذل و آثار هنري كه ترويج دهنده‌ي برهنگي، روابط خارج از قوانين الهي ميان پسر و دختر، روابط جنسي خارج از حدود الهي و فساد لجام گسيخته هستند، از اين نمونه‌اند.

3- مد
استفاده از پديده‌ي مد سودهاي كلان فرهنگي و اقتصادي را براي استعمارگران غربي در پي داشته‌ است. آنها با ترويج مدهايي كه در اطاقهاي جنگ رواني و فرهنگي طراحي مي‌شوند، علاوه بر اينكه فرهنگ غير انساني را در ميان ملتهاي ديگر رواج مي‌دهند، راهي نيز براي فروش محصولات نه چندان ضروري خود پيدا نموده و سرمايه‌هاي هنگفتي را از كشورهاي مورد تهاجم خارج كرده و مي‌كنند. لوازم لوكس، لباس، لوازم بهداشتي، لوازم آرايشي، نمونه‌هايي ازابزار مد هستند.

4- ماهواره و اينترنت
دو پديده ماهواره و اينترنت كه براي تبادل اطلاعات و ارائه ي‌سريع آخرين دستاوردهاي علمي بين كشورهاي جهان، به وجود آمده‌اند، امروزه بعنوان سلاحي بر عليه مردم كشورهاي كمتر توسعه يافته به كار گرفته شده‌اند، در حاليكه دانشمنداني از اين كشورها سهم بسزايي در پيدايش و رشد اين پديده‌ها داشته‌اند.
در كنار اطلاعات مفيدي كه از طريق اينترنت و ماهواره تبادل مي‌شود، متأسفانه حجم زيادي از هنجارهاي غير اخلاقي گروههاي پست غربي در قالب شوها، فيلم‌هاي ضد اخلاقي و ... از طريق اينترنت و ماهواره به سطوح مختلف مردم كشورهاي جهان سوم تزريق مي‌شود كه مشكلات فرهنگي و اقتصادي زيادي را براي اين كشورها به وجود آورده است.
 
منبع: كتاب زنگ تاريخ تأليف علي اكبر رئيسي

 

میثاق نامه بسیجی

 
ميثاق نامه بسيجي

بفرموده رهبر معظم انقلاب: «بسيج با ارزش ترين نعمت هاست» كه خداي منان توفيق عضويت و فعاليت در اين نهاد مقدس را به بندگان عاشق عنايت مي فرمايد.
از آنجايي كه بسياري از امور نظير فارغ التحصيلي دانشجويان (بويژه براي پزشكان)، قضات، نمايندگان مجلس، رياست جمهوري و ... داراي آداب و قرائت سوگند و ... مي باشد و يا در اعمال معنوي نظير حجّ نيز مناسك خاصّي وجود دارد لذا شايسته و بايسته است عضويت در بسيج نيز با آيين خاصّ و با شكوهي كه بر زيبايي اين خاطره بيفزايد؛ برگزار شود. به همين جهت بفرموده سردار رييس محترم سازمان بسيج مستضعفين، مصوب گرديد طي مراسم ويژه اي در يكي از اماكن مذهبي هر شهر يا شهرستان، متن زير طبق مشخصات مندرج توسط اعضاي جديدالورود بسيج قرائت گردد:
 
توسط قسم دهنده خوانده مي شود و بسيجيان آرام و همزمان  آنرا ( بصورت مناجات) مي خوانند:

 

 »من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و  ما بدلوا تبديلا «

 اي خداي كريم ترا سپاس، كه مرا از  ظلمت ها رهانيدي و براه مستقيم هدايتم فرمودي  تا ازميان تمام مكاتب ، مكتب شهيدان و شاهداني را برگزينم كه پيروانش برگلدسته هاي رفيع آن، اذان شهادت و  رشادت سرداده اند .

و معراج پاك انديشه اسلامي را هدف گيرم ، كه رهروانش، نشان  در گمنامي و بي نشاني گرفته اند .

و نام خود را در دفتر تشكلي ثبت كنم كه همه  مجاهدان، از اولين تا آخرين، آنرا امضاء نموده اند .


قسم دهنده مي خواند  بصورت مقطع و بسيجيان (بصورت حماسي و قاطعانه) بلند جواب مي دهند:


ـ  اي پروردگار مهربان، اينك كه نعمت بي بديل، عضويت در لشكر مخلص خود را، نصيبم  فرموده اي به شكرانه ي، حضور در اردوگاه منتظران مهدي موعود (عج)، بر محمد و  آل محمد، درود مي فرستم، و با تو اي خداي خبير و بصير، عهد مي بندم  :

ـ پيوسته،  در آمادگي براي جهاد، بكوشم، و هرگز با طاغوت ها، و جهانخواران، سازش نكنم  .

ـ  با تهذيب نفس، خود را بسازم، و هرگز تسليم، زر و زيور دنيا طلبان، نگردم  .

ـ با  آگاهي، و بصيرت روزافزون، پرده هاي تزوير را، كنار زنم، و لحظه اي از مسير ولايت،  جدا نشوم .

ـ تمامي استعدادها، و توانايي هاي خود را، در جهت استمرار، راه  نوراني، و نه شرقي و نه غربيِ امام خميني (ره)، و تحقق آرمانهايِ، ياران بسيجي  شهيد، بكار بندم .

ـ و تا آخرين منزل ، آخرين نفس، و آخرين قطره خون، براي اعلاي  كلمۀ الله، بايستم،  و شهادت در اين راه را، قله افتخار بدانم  .

ـ به دوستان  خدا مهر ورزم، و با دشمنان او نسازم. 

ـ همواره ياور مظلومان، و خصم ستمگران  باشم .

- در خود سازي، و تقويت ايمان خود، و گسترش قانون خدا، در جهان بكوشم  تا بانگ لا اله الا الله، و محمد رسول الله، بر تمام جهان، طنين نيفكند، دست از  مبارزه، با شرك و كفر و نفاق، بر ندارم  .


قرائت آرام تر و تكرار آهسته توسط  بسيجيان دست ها به صورت دعا بالا بيايد:

خداوندا ؛

اين عهدي بود كه به  فضل تو بر جان و زبانم جاري شد و پايداري بر آن، جز با مدد تو ممكن نخواهد  بود .

پس به لطف خود، مرا در اين راه ثابت قدم بدار، و در روز محشر نيز با  بسيجيانم محشور فرما  .

 »ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذهديتنا وهب لنا من لدنك رحمه  انك انت الوهاب  «

 

دست جمعي قرائت مي شودبا صداي بلند:

بسم ا... الرحمن  الرحيم

 »اذا جاء نصرالله والفتح * ورايت الناس يدخلون في الدين الله افواجا  * فسبح بحمد ربك واستغفره انه كان توابا  «


دو ركعت نماز شكرِ ورود به بسيج.
 

3.8/5 امتياز (6)
نظر شما
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن




رقم اختلاس بزرگ برابر تجهیز 2800 لشکر در دفاع مقدس است

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس گفت: 3 هزار میلیارد تومانی که در اختلاس اخیر اعلام شده، برابر تجهیز 2 هزار و 800 لشکر در سال‌های پایانی دوران دفاع مقدس است.alt

به گزارش سایت ساجد  به نقل از خبرگزاری فارس ،سردار سیدمحمد باقرزاده با شاره به این مطلب اظهار داشت: چنانچه می‌خواستیم با 3 هزار میلیارد تومان اختلاسی که اخیراً اعلام شده است در دوران دفاع مقدس به ویژه در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی لشکرهای رزمی را تجهیز و پشتیبانی کنیم، 2 هزار و 800 لشکر با این اعتبار تجهیز و راه‌اندازی می‌شد.

وی با اشاره به اینکه در سال 1365 به طور متوسط 40 میلیارد تومان از ردیف 503041 برای بودجه جنگی و عملیاتی هزینه می‌شد، گفت: بر اساس نُرم عملیات پشتیبانی اعم از تولید مهمات، تجهیزات و هزینه‌های جاری عملیاتی با این پول، 2 هزار و 800 لشکر تجهیز می‌شدند.

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس بیان کرد: یکی از اهداف دفاع مقدس و رزمندگان سلحشور ما در کنار ایجاد امنیت نظامی، سیاسی و فرهنگی، ایجاد امنیت اقتصادی بود که برای رشد و شکوفایی کشور عزیزمان امری حیاتی تلقی می‌شد، اما متأسفانه در پرتو امنیت حاصل از خون شهیدان، عده‌ای اینگونه از امنیت ایجاد شده سوء استفاده کردند.

به وبلاگ کانون فرهنگی هنری مسجدالشهداء علامرودشت هم سری بزنید

طرح صالحین را بیشتر بشناسیم

1 – ایجاد میدان رقابت با گروه همسالان و هم سطح

2 – کشف استعدادها و قابلیتهای افراد

3 – رفتار سازی محسوس

4 – پاسخ به شبهات در اسرع وقت

5 – شناخت عمیق نسبت به آحاد مخاطبین

6 – همدردی و همدلی در مشکلات فردی و خانوادگی

7 – نظارت و کنترل فردی نیروها

8 – اصلاح ارتباطات و رقابتهای برونی

9 – بستر سالم دوست یابی

10 – تقسیم کار و تقویت حس مسئولیت پذیری

11 – پاسخگویی مسئول گروه در مقابل مشکلات افراد

ادامه نوشته

ریگی چگونه در برابر سربازان امام زمان (عج) زانو زد

 
فارس منتشر كرد: روايتي مستند از يك عمليات پيچيده اطلاعاتي
 " ريگي" چگونه در برابر سربازان گمنام امام زمان (عج) زانو زد
 عبدالمجيد ريگي با نام مستعار "عبدالمالك" در يك عمليات پيچده امنيتي روزهاي پاياني سال 88 به دام سربازان گمنام امام زمان افتاد و در نهايت در 30 خرداد 89 به سزاي اعمال ننگين خود رسيد.
تاريخ  :  1390/06/31

شناسايي و دستگيري عبدالمالك ريگي سركرده معدوم گروهك تروريستي جندالشيطان كه مورد حمايت سرويس هاي جاسوسي آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي قرار داشت، از عمليات هاي پيچيده اطلاعاتي بود كه با همكاري دستگاه امنيتي و ارتش جمهوري اسلامي ايران و ساير نهادهاي حافظ انقلاب اسلامي در تاريخ 4 اسفند 88 صورت گرفت.

حوزه دولت خبرگزاري فارس روايتي مستند از اين عمليات موفق سربازان گمنام امام زمان (عج) و ساير حافظان انقلاب اسلامي را منتشر مي كند.

* عبدالمجيد چگونه لو رفت؟

براساس ردگيري هاي چند ماهه انجام شده از سوي يك منبع اطلاعاتي در امارات خبر مي رسد كه ريگي به عنوان مسافر قصد سفر به كشور قرقيزستان را دارد كه به دنبال اين گزارش مسئولان امنيتي مربوطه تصميم مي گيرند عمليات فرود اجباري هواپيما و دستگيري ريگي، توسط نيروي هوايي صورت گيرد.

بر پايه گزارش اين منبع اطلاعاتي كه ساعت 10 شب به وزارت اطلاعات ارسال و مشخص مي شود كه "عبدالمالك ريگي" با نامي مستعار براي ملاقات و ديدار با ريچارد هالبروك نماينده ويژه اوباما در امور افغانستان كه در قرقيزستان به سر مي برد با هواپيما در حال مسافرت از دبي به مقصد بيشكك است.

به محض مخابره اين خبر دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي ايران وارد فاز عملياتي شده و بلافاصله فرمانده كل ارتش از طريق معاون اطلاعات وي در جريان رهگيري هواپيماي مذكور قرار مي گيرد.

به اين ترتيب روند اجراي عمليات پيچيده اطلاعاتي امنيتي براي دستگيري ريگي در يك مجراي خاص با طبقه بندي سري توأم با رعايت تمام مقتضيات و مناسبات امنيتي در كمترين زمان ممكن با دستور فرمانده كل ارتش كليد مي خورد.

* احضار شبانه فرماندهان ستاد ارتش

اجراي اين عمليات حساس با نظارت فرمانده كل و معاون عملياتي وي به فرمانده نهاجا و همچنين مركز عمليات قرارگاه پدافند هوايي خاتم الانبيا سپرده مي شود كه به دستور فرماندهي وقت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران شبانه تمام فرماندهان ستاد فراخوانده شده و با توجه به اينكه تنها حدود يك ساعت و نيم به برخاستن هواپيما باقي مانده بود به سرعت نقشه اين عمليات پيچيده طرح ريزي و اجرا مي شود.

* گزينه هاي رهگيري هواپيماي ريگي

گزينه اول براي رهگيري هواپيماي حامل ريگي بود كه هر هواپيمايي كه از امارات به سمت شرق پرواز مي كند بايد از كريدور پروازي ايران عبور كند كه نقطه تماس اجباري كه خلبان بايد اطلاعات پروازي را دريافت كند، جنوب بندرعباس است؛ اين مسير در ادامه به ايستگاه ناوبري كرمان و از مسير طبس واقع در شمال شرق بجنورد كه نقطه خروجي تماس اجباري است از مرز ايران خارج مي شود.

با توجه به همزماني سه ترافيك با فاصله دو تا شش دقيقه به مقاصد كييف، افغانستان و بيشكك كه همگي مي بايست در اين دالان هوايي قرار مي گرفتند تفكيك آنها كمي دشوار بود كه با كمك خدا و همت همكاران خبره تفكيك ترافيك توسط رادار انجام شد.

حال نوبت آن بود كه مشخص شود هواپيما در كدام يك از فرودگاه هاي كشور مجبور به فرود شود گزينه هاي مختلفي از جمله تهران، كرمان، مشهد، اصفهان و بندرعباس بود كه سرانجام پس از بحث و تبادل نظر فرودگاه بين المللي بندرعباس به عنوان بهترين گزينه انتخاب مي شود.

* علت ريسك ناپذيري مسئولان پروازي

فرودگاه كرمان به علت اينكه در آن روزها در حال آماده سازي بود، وضعيت مناسبي براي فرود يك هواپيماي پهن پيكر نداشت و ممكن بود خلبان هواپيماي مسافربري بوئينگ B-737 از فرود در چنين فرودگاهي كه در طرح پروازي اش هيچ اشاره اي به وجود چنين فرودگاهي نشده بود ممانعت كند كه در اين صورت مسئولان پروازي و مراقبت هاي هوايي طبق قوانين هوانوردي ايكائو مي بايست به خواست خلبان تن مي دادند. با اين پيشينه بود كه مسئولان مربوطه دچار چنين ريسكي نشد ند.

* چرا فرودگاه مهرآباد نه!

فرودگاه مهرآباد تهران نيز به دليل اينكه زمان زيادي طول مي كشيد تا هواپيما بدانجا برسيد و ممكن بود به محض شروع عمليات رهگيري و اعلام اولين اخطار از سوي رادار يا هواپيماي شكاري باعدم تمكين خلبان هواپيماي مسافربري براي فرود اجباري رو به رو شود كه در نهايت احتمال دخالت نيروهاي بيگانه مستقر در خليج فارس هم مي رفت.

فرودگاه مشهد هم به علت بعد مسافت عملا كنار گذاشته و بالاخره تصميم گرفته شد اين هواپيما در بندرعباس فرود اجباري را انجام دهد.

* سناريوهاي عملياتي "آلرت" ها

چندين هواپيماي اصطلاحا «آلرت» شامل 3 فروند هواپيماي F-4 فانتوم با عناوين دنا آلفا، دنا براوو، دنا چارلي آماده اجراي فرمان پروازي بودند كه در صورت اسكرامبل مي توانستند به سرعت وارد عمل شوند؛ حتي احتمال مي رفت كه اگر هواپيماي مسافربري بنا به دلايلي از مسير ديد هواپيماهاي F-4 خارج شود، 2 فروند هواپيماي F-14A تامكت هم در ادامه مسير عمليات رهگيري را انجام دهند و همه اين تصميمات در همين زمان محدود برنامه ريزي و همه سناريوها پيش بيني مي شود.

دو فروند هواپيماي بويينگ 707 و B747 هم به منظور انجام عمليات سوختگيري شبانه پيش بيني شد تا در نقاط ايستايي بر فراز آسمان آماده باشند و در صورت طولاني شدن عمليات رهگيري به محض اعلام نياز هر يك از خلبانان آماده عمليات سوختگيري شوند آن شب به تمام پايگاه هاي نيروي هوايي ارتش آماده باش صد در صد داده شد.

مطابق برنامه و طرح پروازي قرار بر اين بود كه هواپيماي مسافربري بعد از تماس با بخش كنترل ترافيك هوايي جنوب ايران برنامه تغيير ارتفاع از 36 هزار به 25هزار پا را دريافت كند.

* پاسخ هاي منفي خلبان ريگي

هواپيماي حامل ريگي در اولين نقطه ورودي به منطقه اطلاعات پروازي ايران ورود خود را اعلام كرد و در كريدور پروازي قرار گرفت.

همزمان با تكميل فرايند رهگيري هوايي درخواست رادار از هواپيماي مسافربري براي نشست در فرودگاه بندرعباس به دليل عدم برنامه ريزي قبلي، با پاسخ مثبتي از طرف خلبان رو به رو نشد. رادار بندرعباس دوباره درخواستش را تكرار كرد اما هيچ نتيجه اي در بر نداشت.

* وقتي تيراندازي آغاز شد

خلبان دنا آلفا بلافاصله پس از دريافت دستور موقعيت خود را تصحيح كرد و اولين رگبار آگهي مسلسل را با 3 ثانيه نواخت ممتد تير آغاز كرد. هواپيماي شكاري آلفا پس از اقدام به شليك با تكرار حركات متناوب بال به چپ و راست به سمت چپ گردش كرد.

خلبان هواپيماي مسافربري درست بر فراز آسمان فرودگاه كرمان به سمت طبس با تلاش مستمر و مداوم خلبان فانتوم از ادامه مسير منصرف شد و علامت بصري پرواز هواپيماي شكاري را با گردش به چپ پذيرفت و دنبال كرد.

* ريگي در در دام سربازان گمنام امام زمان (عج)

و بالاخره اين علميات پيچيده اطلاعات، امنيتي با همكاري سربازان گمنام امام زمان و غيور مردان نيروي هوايي ارتش و ساير دستگاه هاي مربوطه با موفقيت كامل انجام و هواپيماي حامل عبدالمالك ريگي در امتداد باند فرودگاه بندرعباس عمليات تقرب و فرود را انجام داد و دقايقي بعد تروريست بي رحم جنوب شرق كشورمان در چنگ سربازان گمنام اين آب و خاك گرفتار شد.

* فرجام شرارت...
سرانجام با حكم صادره از سوي دادگاه انقلاب اسلامي، عبدالمجيد ريگي با نام مستعار عبدالمالك سحرگاه روز يكشنبه 30 خرداد 89 با حضور تعدادي از خانوادهاي شهدا و جانباختگان جنايات تروريستي وي در محل زندان اوين به دار مجازات آويخته شد.
انتهاي پيام
0/5 امتياز (0)
نظر شما
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن




اهمیت حضور بسیج در فضای مجازی

 اهميت
حضور بسيج در فضاي مجازي
تاريخ  :  1390/06/23
اثري از  :  هادي ايماني
 فناوري ارتباطات و اطلاعات و انقلاب كامپيوتري و اينترنتي، در چند سال اخير تغييرات وسيع و سريعي در جنبه هاي مختلف زندگي جوامع اعم از فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و يا سياسي پديد آورده است.

فناوري ارتباطات و اطلاعات و انقلاب كامپيوتري و اينترنتي، در چند سال اخير تغييرات وسيع و سريعي در جنبه هاي مختلف زندگي جوامع اعم از فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و يا سياسي پديد آورده است. به گمان بسياري از انديشمندان، تأثيرات شگرف اين پديدة نوين قرن معاصر در امنيت و استقلال ملي تا به آنجا است كه كشورهاي پيشتاز اين عرصه، فاتحان جهان نوين و بهره مندان، نتيجه دستاوردهاي بشري خواهند بود و آن دسته از كشورها كه از اين مهم غافل باشند، در زمرة مغلوبان اين دوره از تاريخ محسوب گشته، منابع آنها دستخوش تاراج گرديده و سرنوشتشان توسط ديگران رقم خواهد خورد. از اين رو، ورود توانمند به اين عرصه، ديگر يك انتخاب نبوده و الزامي تاريخي است.

در طي 30 سال گذشته انقلاب اسلامي ايران، همواره با انواع جنگ هاي دشمن مورد تهاجم قرار داشته است. جنگ سياسي، نظامي، رواني، نامتعارف و سلاحهاي بيولوژيك استفاده از عوامل داخلي و ضد انقلاب تحريك همسايگان و دشمنان خارجي، اما دشمن همچنان در صدد ضربه زدن به نظام اسلامي است و از هر روزنه و با هر دسيسه و نقشه اي به دنبال اهداف خويش است و در آخرين اقدام به طور رسمي جنگ نرم را در عرصه هاي جديد مانند فضاي مجازي طراحي و به اجرا گذارده است. كميته نيروهاي مسلح مجلس نمايندگان آمريكا در لايحه بودجه سال 2010 پنتاگون براي براندازي نرم و شبكه سازي اينترنتي بودجه 55 ميليون دلاري تصويب كرد، اين بودجه و سياست هاي مندرج در آن، بيانگر تغيير عملي، رويكرد جنگ سخت به جنگ نرم عليه نظام جمهوري اسلامي ايران است.

دشمنان سعي مي كنند با تمركز بر مسائل فكري، ايدئولوژيك و فرهنگي و در واقع با گشودن جبهه جنگ نرم، به اهداف خود برسند. طبيعتاً راه مقابله با جنگ نرماين است كه درك كنيم كه اين هم يك نوع جنگ است. آيه 194 سوره بقره مي فرمايد: «فمَن اعْتَدي عَليكمفاعْتَدوا عليه بِمثل ما اعتَدي عَليْكم»؛ يعني وقتي دشمنان با شما وارد جنگ شدند،شما هم با آنها مقابله به مثل كنيد.
اگر جنگ، جنگ نظامي است بايد از طريق نظامي وارد شد؛ «و أعِدّوا لهم ما اسْتَطعتم مِن قُوّة». اگر جنگ، جنگ اقتصادي است،به همان شيوه و اگر جنگ، جنگ فرهنگي و فكري است، بايد مقابل به مثل ما هم به همان صورت شكل بگيرد. امروزه با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات مانندسخت افزار، نرم افزارها، سايت ها، وبلاگ ها و ...، اين تأثيرگذاري از سوي آنهاراحت تر اعمال مي شود و در واقع مي توان گفت در حوزه فناوري اطلاعات مقابله با دشمن، مانندبازي فوتبال در زمين حريف است؛ چرا كه از تماشاچيان گرفته تا آب معدني در رختكن توسط حريف قابل تغيير است و چنانچه قواعد بازي در حوزه فضاي مجازي را بلد نباشيم، قطعاًكل كارزار را واگذار خواهيم كرد.
ميدان افكار مردم و مومنين، عرصه كارزار امروز است. امروز در يك ميدان جنگ و كارزار حقيقي قرار داريم. اين كارزار فكري به هيچ وجه به زيان ما نيست، به سود ماست. اگر وارد اين ميدان شويم و آنچه كه نياز ماست از مهمات تفكر اسلامي و انبارهاي معارف الهي و اسلامي بيرون بكشيم و صرف كنيم، قطعاً برد با ماست، ليكن مساله اين است كه ما بايد اين كار را بكنيم.(مقام معظم رهبري در جمع طلاب كرمان 11/02/1384)
در اين رابطه مقام معظم رهبري مي فرمايند: «دشمن در جنگ نرم تلاش دارد با استفاده از ابزارهاي فرهنگي و ارتباطي پيشرفته و باشايعه و دروغ پراكني و با استفاده از برخي بهانه ها ميان آحاد مردم ، ترديد، بدبيني و اختلاف ايجاد كند.» در جاي ديگر ايشان مي فرمايند: «دشمن با استفاده از بهانه هاي مختلف، به جنگ نرم دست مي زند و اهداف خود را دنبال مي كند.» پر واضح است كه در جنگ نرم نيز همانند جنگ سخت دشمن از نقاط ضعف و آسيب ها ضربه كاري خود را وارد مي كند. از اين رو بايد در مقام مقابله با تهديدات و تهاجم دشمن آسيب ها را شناخت و با پيشگيري و مقابله با آن، زمينه را براي ورود يا ضربه دشمن از بين برد. برخي از عوامل زمينه ساز و عمده در جنگ نرم، همان آسيب هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي و رواني است كه در جامعه و افراد وجود دارد و به صورت بالقوه بهانه هايي در دست دشمن هستند كه با استفاده از آنها و از طريق رسانه ها و ابزارهاي پيشرفته ارتباطي و دروغ افكني اذهان و اعتقادات و باورها ي مردم را مورد هجوم قرار مي دهد و به جنگ نرم دست مي زند و اهداف خود را دنبال مي كند. مقابله با آسيب هاي فوق، نيازمند يك اراده ملي و فراگير است كه تنها از سازماني به گستردگي بسيج بر مي آيد. مقام معظم رهبري در همين ارتباط مي فرمانيد: « تا هنگامي كه بسيج است، هيچ تهديدي متوجه نظام اسلامي نخواهد بود و اين موضوع يك ركن اساسي است.» با توجه به تغيير و تحول در ساختار و ماموريت هاي بسيج و در سرلوحه قرار گرفتن موضوع جهاد علمي، سازندگي و خدمت به مردم در ماموريت هاي بسيج به نظر مي رسد كه بهترين راه براي پيشگيري و مقابله با عوامل زمينه ساز جنگ نرم در بسيج فراهم شده باشد. اين مهم علاوه بر اينكه به تقويت و تعميق اثر گذاري بسيج در جامعه منجر خواهد شد. عملاً مقابله اي موثر در جنگ نرم است.

«اساس بسيج در جمهوري اسلامي، بر آگاهي است. در اينجا نظام جمهوري اسلامي هرگز نخواسته است عده اي بيايند و چشمهايشان را ببندند و با اطاعت كوركورانه و بي خبر از آنچه كه اتفاق مي افتد، به ميدان بروند و اسلحه ها را بكشند و بناي جنگيدن بگذارند. اين را ما نخواستيم.... كساني كه در جبهه هاي نبرد در هشت سال جنگ تحميلي و قبل از آن و مقداري بعد از آن ايستادند و جنگيدند علي بصيرةٍ جنگيدند. مكرر در مكرر از زبانشان شنيديم كه ما براي خاك نمي جنگيم ما براي يك وجب زمين نمي جنگيم ما براي اهداف و آرمان هايمان مي جنگيم اين همان معرفت است.»

اگر فرموده مقام معظم رهبري را نصب العين قرار دهيم كه هم اكنون كشور درگير جنگ نرم است، دشمن در اين جنگ قطعا متوسل به ابزارهاي متعدد خواهد شد. مركز ملي ضدتروريسم آمريكا(NCTC)در ادبيات خود تهديدات نرم را به چهارده عرصه تقسيم بندي كرده كه يكي از مهمترين آنها فضاي سايبر(Cyber Space) است.

در جاي ديگر ايشان مي فرمايند: «ايشان اينترنت كه به وجود آمد، يك ابزار اختصاصي نبود ما هم ميتوانيم از آن استفاده بكنيم يعني يك راه دو طرفه است. اگر دشمن ميتواند از علوم ارتباطات و از پيشرفتها و تازههاي علمي اين رشته استفاده كند، ما هم ميتوانيم استفاده كنيم. از همان شيوههايي كه ضلالت منتشر ميكنند، ما استفاده كنيم و هدايت را منتشر كنيم.»

با عنايت به تاكيدات فرماندهي معظم كل قوا بايد تصريح كرد اين نهاد مقدس با مجهز بودن به عنصر بصيرت همانطور كه در دوران دفاع مقدس از عهده ماموريت هاي حساس خويش بر آمد، اكنون نيز با مجهز شدن به سلاح فناوري اطلاعات مي تواند به انتظارات فرماندهي معظم كل قوا و ملت مسلمان و وظيفه هميشگي خود يعني پاسداري از اسلام و انقلاب اسلامي عمل نمايد كه در اين راه نياز به برخي اقدامات مي باشد كه از جمله آنها:

ـ نشر فرهنگ و ارزشهاي انقلاب اسلامي، بسيج و دفاع مقدس در فضاي سايبري

ـ مقابله با تهديد نرم در فضاي سايبري

ـ فضا سازي و تبليغ در فضاي مجازي براي ارزشهاي اسلامي و انقلابي

ـ ايجاد ارتباطي موثر بين بسيجيان صاحب فكر و انديشه و قلم و هنر در فضاي سايبري

ـ استفاده بهينه از توانمنديهاي بسيجيان در فضاي مجازي و هدايت و ساماندهي آنان در راستاي اهداف انقلاب اسلامي

ـ انجام ماموريتهاي ويژه در فضاي مجازي و جلوگيري از كارشكني ها و ايرادات امنيت فضاي مجازي

- وبلاگ نويسي ديني و تعالي بخشي اسلامي

- همكاري هاي متخصصان هنري

- هويت يابي و هويت باني از اصالت ناب ايراني اسلامي

- ارزش آفريني و بهره مندي از نخبگان فرهنگي و سرمايه هاي اجتماعي

- اشاعه موازين و مباني حجاب اسلامي

- رفع شبهات و جبران خلاء هاي موجود در اين حوزه

- حضور پررنگ و نقش آفرين، جريان سازي و توليد پيام در فضاي مجازي براي تاثير در افكار عمومي دانشگاه و جامعه

تربيت و بكارگيري دانشجويان بسيجي و غير بسيجي و سازماندهي آنها در گروههاي مرتبط براي بهره برداري بيشتر از طريق فناوري نوين ارتباطات و اطلاعات

- كاهش نقش مخرب دشمنان در فضاي مجازي

- اطلاع رساني به موقع ، حجيم و موثر از طريق شبكه اينترنت

- ايجاد فضاي مناسب و مطلوب براي افكار عمومي، دانشگاه و جامعه

- مقابله با هرگونه عمليات رواني دشمن و گروههاي افراطي در دانشگاه و جامعه


نوشته: هادي ايماني

كارشناسي ارشد مديريت فناوري اطلاعات
0/5 امتياز (0)
نظر شما
ام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن




/ بررسي كارآمدي رهبري ولايت فقيه در جمهوري اسلامي - 1 /

 
نگاهي به نظريه‌ها و شاخص‌هاي کارآمدي نظام هاي سياسي با تأكيد بر نظام اسلامي

 براي حكومت كامل، دو ركن اساسي وجود دارد: مشروعيت و كارآمدي. نسبت و تعامل بين اين دو، از مباحثي است كه توجه جدّي فلاسفه و صاحب نظران سياست را به خود جلب كرده است.

ادامه نوشته

یا مهدی (عج)

به همت بسیجیان پایگاه قائم(عج) و به مناسب فرارسیدن میلاد حضرت مهدی موعود (عج)کوچه و خیابان های  محدوده ی پایگاه چراغانی و تزیین شد

شهید گمنام...

آرام آرام قاصدكهای رسیده از سفری دور ، همراه نسیمی مهربان به دشت آلاله ها میرسند

هر قاصدك بر گلبن لاله ای می نشیند تا خستگی و رنج این سفر دور و دراز را برای

لاله اش بازگو كند .

ادامه نوشته

الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی...

الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی

تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی

شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید

سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی

دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید

الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی

فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها

تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی

ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن

تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی

نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی

یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی

تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی

تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی

دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته

تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی

به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری

به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی

ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری

دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی

شاعر؟؟؟

آتش بیاران معرکه و شعار ايران شده فلسطين مردم چرا نشستين!

گزارش لحظه به لحظه از آشوب های کوی دانشگاه تهران در سال 78/ قسمت اول
آتش بیاران معرکه و شعار ايران شده فلسطين مردم چرا نشستين!

حادثه كوي دانشگاه در 18 تير 1378 يكي از حوادث ناگوار تاريخ معاصر است كه ابعاد مختلفي از آن تاكنون مورد بررسي قرار گرفته است. ناآرامي كوي دانشگاه در تيرماه سال 78 كه به بهانه توقيف روزنامه سلام آغاز شد و تا چند روز پس از آن نيز ادامه داشت، اينگونه رقم خورد كه ساعت 21 پنجشنبه 17 تيرماه تعدادي افراد با هويت نامعلوم با در دست داشتن پلاكاردهايي با مضمون اعتراض به توقيف «سلام» در مقابل سينماي كوي دانشگاه تجمع كردند و با تحريك دانشجويان و پخش اعلاميه جرقههاي اوليه آشوب را ايجاد كردند و اين عده با گذشت كمتر از يك ساعت با خروج از كوي اقدام به تجمع غيرقانوني و سردادن شعار در خارج از كوي كردند و با حمله به تعدادي خودرو، فضاي رعب و وحشت ايجاد كردند. تلاش نيروي انتظامي براي بازگرداندن دانشجويان به خوابگاه بينتيجه ميماند و رفته رفته تظاهركنندگان با نيروهاي انتظامي حاضر در صحنه درگير شدند، تحركاتي كه با تحريكات انجمن اسلامي دانشجويان و برخي چهرههاي سياسي رفته رفته شدت مييافت با حمايت سليماني معاون امور دانشجويي و فرهنگي دانشگاه تهران همراه شد و اين حمايتها جسارت تظاهركنندگان به عوامل انتظامي را بيشتر و بيشتر ميكرد. نيمه شب 18 تيرماه، تشنج در خيابانهاي اطراف كوي شديدتر شد، شكستن شيشههاي مهدكودكي در مقابل كوي، آتش زدن لاستيك و حمله به خودروها و بستن معابر و هجوم به ناجا و گروگان گرفتن سه سرباز نيروي انتظامي چاشني درگيريهاي 18 تير شد و تا صبح ادامه داشت و سخنرانيهاي تحريكآميز اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان بر آتش آشوبها ميافزود. دستور خروج ناجا از صحنه درگيريها پس از جلسه شوراي تأمين استان موجب شد تا تعدادي از عناصر مشكوك نيز وارد صحنه شوند و درگيريها تا عصر جمعه 18 تيرماه ادامه داشت و پرتاب كوكتل به سمت عوامل نيروي انتظامي مستقر در مقابل كوي دانشگاه به آتش گرفتن دو تن از عوامل وظيفه انتظامي منجر شد. موسوي لاري و مصطفي معين وزراي كشور و آموزش عالي به دانشجويان كوي ملحق شدند، اما تجمعكنندگان به موسوي لاري حملهور شدند، در اين ميان بعضي فعالان سياسي از جمله فائزه هاشمي، مجيد انصاري و فاطمه كروبي به نوبت در جمع دانشجويان حاضر شدند. بعد از غائله 18 تيرماه بود كه مصطفي معين با استعفاي خود، برخورد با تجمعكنندگان را «حمله به حريم امن دانشجو» خواند و سيدمحمد خاتمي از آن به عنوان تاوان افشاي قتلهاي زنجيرهاي ياد كرد.

ادامه نوشته

به بهانه سپاه مي‌خواهند به اصل و كيان نظام هجمه كنند

پناهيان در گفت‌وگو با فارس:
به بهانه سپاه مي‌خواهند به اصل و كيان نظام هجمه كنند

وبلاگ بصیرت: عضو شوراي مركزي قرارگاه عمار، با اشاره به نامه هتاكانه رضا خاتمي به فرمانده سپاه پاسداران، گفت كه اينگونه تحركات به بهانه سپاه و با هدف هجمه به اصل و كيان نظام صورت مي‌گيرد.


حجت‌الاسلام عليرضا پناهيان عضو شوراي مركزي قرارگاه عمار در گفت‌‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اشاره به نامه هتاكانه رضا خاتمي به فرمانده سپاه پاسداران، گفت كه اينگونه تحركات به بهانه سپاه و با هدف هجمه به اصل و كيان نظام صورت مي‌گيرد.

وي افزود: در طول سي‌ودوسال گذشته، برخي‌ها هموراه به بهانه روحانيت و سپاه، اصل نظام را هدف قرار داده‌‌اند، تصريح كرد: حمله و اهانت به سپاه به بهانه‌هاي واهي در حقيقت تسويه حساب به نظام است؛ اين افراد كه نمي‌توانند به صراحت مخالفت با كليت نظام را اعلام كنند براي مقابله با نظام اقدام به تخريب مسؤلان مي‌كنند تا با نظام تسويه حساب كرده باشند.

پناهيان با بيان اينكه اهانت به فرمانده سپاه با انگيزه فرصت‌سازي براي آينده سياسي صورت مي‌گيرد، خاطرنشان كرد: اين افراد به سپاه اهانت مي‌كنند تا رسانه‌هاي بيگانه به تمجيد از آنها بپردازند در حالي كه اين افراد نمي‌دانند ملت ايران علي‌رغم اينكه شبكه‌هاي خارجي را بررسي مي‌كنند هيچ توجهي به ادعاهاي آنها ندارند؛ اگر مردم ما به رسانه‌هاي بيگانه اعتماد داشتند جوانان بسيجي اينقدر در جامعه محبوب و دوست‌داشتني نبودند، امروز خانواده‌ها افتخار مي‌كنند كه يك جوان بسيجي داشته باشند.

عضو شوراي مركزي قرارگاه عمار در پاسخ به اين سؤال كه به نظر شما چه برخوردي با افرادي چون محمدرضا خاتمي كه از سران فتنه88 است و با هدف خرسندي دشمنان انقلاب اقدام به نامه‌‌اي هتاكانه به فرمانده سپاه مي‌كند، است، گفت: برخورد قانوني يا بي‌اعتنايي. بايد نشست درباره اينكه بي‌اعتنايي موثرتر است يا برخورد قانوني فكر كرد.